هزارک -
شهر کرمانشاه:
کرمانشاه، مرکز استان کرمانشاه و مهمترین کلانشهر ایران در منطقه مرکزی غرب ایران است و بزرگترین شهر کردنشین کشور محسوب می شود. این شهر، در میان رشته کوه زاگرس قرار دارد و از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار می باشد. محدوده شهر از شمال به کوه فرخشاد، از شمال باختری به طاقبستان و از جنوب به سفیدکوه ختم میشود و یکی از شاهراههای ارتباطی خاور و باختر و کهنترین مسیر گذر از ایران به منطقه میانرودان است.
کرمانشاه از شهرهای باستانی ایران به شمار می رود و پیشینه ای بیش از سه هزار سال دارد. این شهر در دورههای مختلف نامهای گوناگونی داشت و معمولا با تغییر حکومتها، نام آن نیز تغییر می نمود. در دوران باستان و در زمان فرمانروایی کاسیها، پیش از استقرار آریایی ها و شکل گیری ایران، کرمانشاه را با نام الیپی میخواندند. در دوران مادها این شهر کامبادن نامیده می شد و در دوران هخامنشیان، نامهای کامبادن، کارمیسین، کارمیشین و کرمینشان برای این شهر به کار می رفت.
در ابتدای دوره اسلامی، نام کرمانشاه بنا به گویش عربی به قرماسین تغییر پیدا کرد، ولی در دورههای بعدی از نامهای کرمانشاهان یا کرمانشاه برای این شهر استفاده شده است.
به باور برخی پژوهشگران و زبانشناسان، کرمانشاه تلفظی اشتباه و در عین حال مصطلح از کلمه "کرماشان" است که از کرمانچ یا کرمانج به معنای رعیت گرفته شده و به معنای "شهر رعایا" می باشد.
سنگ نبشته بیستون و طاق بستان از مهمترین آثار تاریخی کرمانشاه هستند. سنگ نبشته بیستون، از آثار دوره هخامنشیان است که در سی کیلومتری کرمانشاه و در دامنه کوه بیستون قرار دارد. این سنگ نبشته، یکی از مهمترین و مشهورترین اسناد تاریخ جهان و مهمترین متن تاریخی زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان میدهد. این اثر از سال 2006 میلادی، یکی از آثار ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکو می باشد.
طاق بستان نیز مجموعهای از سنگ نگارهها و سنگ نبشته های دوره ساسانی می باشد که در شمال غربی کرمانشاه واقع شده است. این مجموعه، در سده سوم میلادی ساخته شده و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد. در مجموعه طاق بستان، چند صحنه تاریخی کنده کاری شده در سنگ، از جمله تاج گذاری خسرو پرویز، تاج گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاپور دوم، تاج گذاری شاپور سوم و همچنین چند سنگ نوشته به خط پهلوی وجود دارد.
کرمانشاه که در میانه رشته کوه زاگرس قرار دارد، به دلیل وضعیت آب و هوایی، کوهستانی بودن و وجود پناهگاه ها و غارهای طبیعی، همواره مورد توجه انسانهای عصر سنگ بوده است.
بنا به یافته های اخیر باستانشناسی، قدیمیترین آثار سکونت انسان در منطقه کرمانشاه، مربوط به دوره پارینه سنگی است که در جنوب غربی شهر پیدا شده و شامل دهها تبرسنگی، ساطور، ابزار و سنگ مادر می باشد و قدمت آن بین هفتصدهزار تا یک میلیون سال برآورد شده است. در دهه 1960 میلادی نیز آثار دیگری شامل چند تبر سنگی از دوره پارینه سنگی در تپه گاکیه و همچنین در غرب هرسین یافت شده بود که برآورد می شود قدمت آنها حدود دویست هزار سال باشد. البته آثار مهم دیگری از عصر سنگ در غارهای کرمانشاه کشف شده که بیشتر مربوط به دورههای میانسنگی و نوسنگی هستند. به باور باستانشناسان، نخستین روستای خاورمیانه، در دوران نوسنگی و در زمانی بین ده تا دوازده هزار سال پیش در این منطقه شکل گرفته است.
پژوهشگران تاریخ، قدمت تاریخی منطقه کرمانشاه را بین هشت تا دوازده هزار سال برآورد کردهاند و معتقدند بر خلاف بسیاری از دیگر نقاط ایران که به صورت مقطعی مورد سکونت قرار میگرفتند، این مکان در دورههای مختلف، همواره مورد سکونت انسان بوده است. در حدود شش هزار سال پیش، کرمانشاه یکی از مراکز مهم بازرگانی بود و بازرگانان آن با تاجران شوشی و میان رودانی به دادوستد می پرداختند.
تاریخچه شهر کرمانشاه:
همانگونه که اشاره شد، کرمانشاه بزرگترین شهر کردنشین ایران است. در عین حال، در این شهر و استان کرمانشاه، جمعیت قابل توجهی از لرها و لک ها نیز سکونت دارند. شادروان عبدالحسین زرین کوب در کتاب "تاریخ مردم ایران" درباره علت کرد نامیدن برخی از دیگر اقوام ایرانی همچون لرها، لک ها و دیلمیان، عنوان نموده "معنای عام کرد، شامل تمام اقوام کوچ نشین و چادرنشین (شبانکاره) مانند لرها، لک ها و برخی گروه ها در گیلان، طبرستان، خراسان و فارس می شد که زندگی شهری نداشتند".
در دوران اشکانیان، در شمال شرقی شهر کنونی کرمانشاه، شهر بزرگی وجود داشت که بقایای دیوار و خندقهای اطراف آن در محل تپه "مراد حاصل" و همچنین گورستان آن شامل تعدادی گور-خمره در محل طاقبستان پیدا شده است. در آن دوران، سرزمین کرمانشاه به دو ایالت "کادینا" (کرند امروزی) و "کامبادنه" (کرمانشاه امروزی) تقسیم می شد و سکونتگاهی شهری به حساب می آمد.
در دوران ساسانیان نیز کرمانشاه یکی از شهرهای مهم این حکومت محسوب می شد. در سده چهارم میلادی، کرمانشاه به عنوان یکی از اقامتگاههای شاهنشاهان ساسانی برگزیده شد و از آن دوران تا آغاز دوره اسلامی، دومین پایتخت ساسانیان بود. در آن دوران، باغهای بزرگی در این منطقه خوش آب و هوا ساخته شد و تا مدتها تفرجگاه پادشاهان ساسانی بود. در دوران شاهنشاهی خسروپرویز، بناهای زیادی در کرمانشاه ساخته شد. باروی شهر اشکانی کرمانشاه به دیوار شکارگاه سلطنتی تبدیل شد و کرمانشاه به تختگاه وی بدل گردید. کرمانشاه پایتخت بهاری خسرو پرویز بود و او هر ساله در فصل بهار به کرمانشاه میآمد. در کتاب بندهشن که در اواخر دوره ساسانی به زبان پهلوی نگاشته شده و تدوین نهایی آن در سده سوم ه.ق به انجام رسیده، از شهر کرمانشاه با نام گلمینشن یاد شده است.
پس از حمله اعراب به ایران و پیروزی مسلمانان در نبرد جلولا در سال 637 میلادی، سقوط مناطق کردنشین آغاز شد. در فاصله سالهای 637 تا 640 میلادی، مجموعه نبردهایی بین اعراب و ایرانیان اتفاق افتاد که طی آنها، شهرهای خانقین، مندلی، قصرشیرین، حلوان و کرمانشاه به دست اعراب تسخیر شدند. به دنبال این حملات، شهر کرمانشاه به کلی ویران و از جمعیت آن کاسته شد و ساکنان این شهر به ناچار به شهر دینور مهاجرت کردند.
از اوایل سده هشتم میلادی، بار دیگر گروهی از مردم در حاشیه رود قرهسو سکونت گزیدند. در منابع تاریخی، از این شهر جدید با نام قرمیسین یاد شده است. این شهر، به دلیل موقعیت استراتژیک خود، یکی از چهار شهر مهم منطقه جبال یا عراق عجم در دوران عباسیان بود.
در سال 961 میلادی، حکومت کردی حسنویان توسط ابوالفوارس حسنویه در سرماج بنیان گذاشته شد که شهر قرمیسین نیز بخشی از آن محسوب میگردید. این حکومت تا سال 1046 میلادی که مهلهل ابن محمد عناز از طایفه کرد بنی عیاران شهر قرمیسین را تسخیر نمود، ادامه داشت. نهایتا، حمله ترکان سلجوقی، به حکومت هر دوی این سلسله های کرد در کرمانشاه پایان داد.
در دوره سلجوقیان، کرمانشاه شهر ارشد ولایت کردستان بود. این شهر در سال 1220 میلادی، بر اثر حمله مغولان ویران شد و آسیبهای فراوانی دید. در سال 1257 میلادی، سپاه هلاکوخان که عازم فتح بغداد بود، کرمانشاه را دوباره ویران و ساکنانش را قتل عام کرد. در سده پانزدهم میلادی نیز سپاه تیمور لنگ به کرمانشاه یورش آورد و شهر را ویران نمود.
با تشکیل حکومت صفویان، کرمانشاه نیز به مانند دیگر شهرهای ایران، تحت تسلط این حکومت در آمد. در زمان حکومت شاه اسماعیل یکم، بنیانگذار سلسله صفوی، کرمانشاه مورد هجوم و اشغال سپاهیان سلطان مراد آق قویونلو قرار گرفت. در پاسخ به این امر، شاه اسماعیل با دوازده هزار قزلباش به جنگ وی رفت و موفق به بازپسگیری کرمانشاه شد. در سالهای آغازین حکومت صفوی، به دلیل منازعات مداوم این حکومت با امپراتوری عثمانی، کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویان و گاه تحت تسلط عثمانیها قرار می گرفت. از عصر شاه صفی به بعد، خاندان زنگنه که تیولدار بخش اعظم منطقه غرب ایران بود، در کرمانشاه دست به تشکیل حکومت زد و به قدرت رسید. در این دوره، شهر کرمانشاه همچنان در مکانی میان پل کهنه و قلعه کهنه در حاشیه رود قرهسو قرار داشت. با پایان یافتن جنگهای ایران و عثمانی و انعقاد عهدنامه زهاب در ماه می 1639 میلادی که مصادف با دوره سلطنت شاه صفی بود، کرمانشاه تا پایان دوره صفویه، دورانی از آرامش، همراه با ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تجربه نمود.
در دوره افشاریه، بهدلیل وجود توپخانه نادری در کرمانشاه، این شهر اهمیت نظامی فراوانی پیدا کرد و به جبهه جنگ نادرشاه با عثمانی تبدیل شد. در سال 1729 میلادی، سپاه نادرشاه موفق به شکست عثمانیها شد و آنان را از همدان، کرمانشاه و آذربایجان عقب راند. پس از مرگ نادرشاه، کرمانشاه مورد توجه قدرت طلبان قرار گرفت و بر سر دستیابی به این شهر، درگیریهایی میان سرداران مختلف واقع شد که در نهایت، کریم خان بر آن مسلط گردید.
در سال 1753 میلادی، شهر کرمانشاه که در آن زمان در دره رود قرهسو قرار داشت، با هجوم نیروهای زندیه بطور کامل تخریب و جمعیت آن نیز کاملا تخلیه شد. این تخریب تا اندازهای بود که حدود ده سال، شهری به نام کرمانشاه وجود نداشت و منطقه کرمانشاه نیز بدون حاکمنشین و حاکم بود. پس از این دوره و از سال 1762 میلادی، با انتصاب الله قلی خان زنگنه به حکومت کرمانشاه از سوی کریمخان زند، ساخت دوباره شهر آغاز شد و کرمانشاه این بار در دره رودخانه آبشوران، واقع در جنوب غربی مکان سابق، احیا گردید. شهر جدید از به هم پیوستن چهار روستای فیضآباد، هوریآباد، برزهدماغ و چنانی که به محلههای شهر جدید تبدیل شدند، شکل گرفت.
در دوره قاجاریه، کرمانشاه از جمله نخستین مناطقی بود که به تصرف آقامحمدخان قاجار درآمد. از اوایل سده نوزدهم میلادی، بر اهمیت تجاری و استراتژیک کرمانشاه افزوده شد و کرمانشاه به عنوان مرکز کردستان ایران مطرح گشت.
در سال ۱۸۰۶ میلادی، حاکمیت خاندان کرد زنگنه بر کرمانشاه خاتمه یافت و محمدعلی میرزا دولتشاه قاجار، به حکومت کرمانشاهان منصوب گردید. از آن زمان، شهر کرمانشاه شکل کنونی خود را پیدا نمود.
در انقلاب مشروطه، کرمانشاه نقش چندانی نداشت، لیکن به سبب تلاش برخی عشایر کرمانشاه جهت بازگرداندن محمدعلی شاه به تخت سلطنت، این شهر درگیر ماجرا شد. در سال 1911 میلادی، سالار الدوله، پسر سوم مظفرالدین شاه قاجار و برادر شاه مخلوع (محمدعلی شاه) که داماد رئیس ایل کلهر نیز بود، وارد کرمانشاه شد و یک سال بعد، با نیرویی متشکل از کلهرها، سنجابیها و دیگر عشایر کرد، به سوی تهران پیشروی کرد، لیکن در نزدیکی همدان شکست خورد و سربازان دولتی کرمانشاه را باز پس گرفتند.
در طول جنگ جهانی اول، کرمانشاه برای مدتی محل تشکیل دولت موقت مهاجرین مشروطه خواه بود. این دولت که با مهاجرت نمایندگان مجلس شورای ملی به کرمانشاه به ریاست نظام السلطنه مافی تشکیل شده بود، مناطق غربی ایران را زیر نفوذ خود داشت و توانست به مدت نه ماه برقرار بماند. با ورود نیروهای روسیه تزاری در سال 1916 میلادی، اعضای این دولت به قصر شیرین و از آنجا به عثمانی مهاجرت کردند. با وقوع انقلاب فوریه 1917 در روسیه، نیروهای روسیه تزاری از کرمانشاه خارج شدند و ارتش عثمانی کرمانشاه را اشغال نمود.
در جنگ جهانی دوم نیز کرمانشاه به تصرف نیروهای بریتانیا درآمد و تا پایان جنگ در اشغال ماند.
روایاتی درباره شهر کرمانشاه:
در فرهنگ معین، درباره کرمانشاه چنین آمده: "این شهر در زمان ساسانیان بنا شد و بانی آن بهرام چهارم ملقب به کرمانشاه بود و آثار تاریخی و مساجد قدیمی در شهر زیاد است".
جغرافیدانان دوره اسلامی از این شهر تحت عنوان "قرمیسین" یا "قرماسین" یاد کرده اند.
یعقوبی در سده سوم ه.ق در کتاب البلدان نوشته: "کرمانشاه شهری جلیل القدر و پر جمعیت است که بیشتر اهالی آن عجم هستند از پارسیان و کردها و از شهر کرمانشاهان تا دینور سه منزل راه است و دینور ماه کوفه نامیده می شود".
ابن حوقل، جغرافیدان سده چهارم ه.ق در کتاب صوره الارض خود می گوید: "قرمیسین شهری است خرم و دارای آبهای جاری و درخت و میوه؛ در آنجا قیمتها ارزان و علف فراوان و ستور و شتران بسیار است. همچنین، کالاهای تجارتی و عایدات فراوان دارد".
در کتاب العزیزی که با نام "المسالک و الممالک" نیز شناخته می شود و اثری جغرافیایی است که توسط حسن ابن احمد مهلبی در سده چهارم ه.ق به رشته تحریر در آمده، چنین عنوان گردیده که: "قرماسین، بزرگترین و مهمترین شهر جبل است. شهری است آباد با مردم بسیار و در آن زعفران روید".
مقدسی، دیگر جغرافیدان سده چهارم ه.ق نیز در کتاب "احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم" نوشته: "قرماسین شهری دلگشاست که پیرامونش را باغها فرا گرفته و جامع در میان بازار است".
"لسترنج"، مولف کتاب "جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی" معتقد است که مقدسی نخستین جغرافیدانی می باشد که نام ایرانی کرمانشاهان را در کتاب خود آورده است.
حمدالله مستوفی، جغرافیدان و مورخ سده هشتم ه.ق در کتاب "نزهه القلوب" خود عنوان می دارد: "قرماسین را بهرام بن شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخت و قباد بن پیروز تجدید عمارتش کرد و انوشیروان در آنجا دکه ای ساخت صد گز در صد گز. شهری وسط بود و اکنون دیهی است و صفه شبدیز در آن حدود است و خسرو پرویز ساخته و در صحرای آن باغی ساخته دو فرسنگ در دو فرسنگ".
بارتولد در حوالی سال 1900 میلادی می گوید: "شهر (کرمانشاه) در جلگه ماهیدشت قرار گرفته و چون بر سر شاهراه زوار کربلا واقع شده، تا اندازه ای دارای اهمیت تجارتی است. جمعیت شهر به چهل هزار نفر می رسد. ولایت کرمانشاه از حیث تهیه غلات، یکی از پر ثروت ترین ولایات ایران است. در چادرهای کردهای کوچ نشین، مثل چادرهای ترکمن، قالی هایی می بافند که هواخواهان فراوان دارد. از کرمانشاه به حلوان می رفتند و از رود حلوانچای عبور می کردند. به فاصله پنج فرسخ در سمت شمال غربی حلوان، در ساحل راست رود، قصرشیرین قرار گرفته و از قصرشیرین تا خانقین، شش فرسخ راه است".
اقوام ساکن در شهر کرمانشاه:
جمعیت اصلی شهر کرمانشاه از کردها تشکیل شده، ولی اقلیت های پارس و لر و لک و ترک نیز چه در شهر کرمانشاه و چه در سطح استان کرمانشاه حضور دارند.
کردهای کرمانشاه، همچون کردهای کردستان، آریایی تبار و از اخلاف مادها می باشند و از دیرباز، در کوههای زاگرس و دامنه های شرقی آن سکونت گزیده اند.
زبان مردم کرمانشاه، کردی است که جزو شاخه شمال غربی زبان پارسی می باشد. البته در این شهر، گویشهای مختلف زبان کردی شامل کردی کرمانشاهی (که ویژه این شهر است) و دیگر شاخههای کردی جنوبی نظیر کلهری، کلیایی، سنجابی و زنگنهای، کردی گورانی-هورامی، کردی سورانی (جافی و اردلانی) و لکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
لرهای کرمانشاه، عمدتا در مناطق شرقی و جنوب شرقی استان (در مجاورت استان لرستان) و در شهرستانهای کرمانشاه، کنگاور، هرسین و صحنه سکونت دارند.
لک ها نیز یکی از اقوام کهن ایران هستند و جمعیت قابل توجهی از جمعیت استان کرمانشاه را تشکیل می دهند (البته لک ها در استان های لرستان، ایلام و همدان نیز حضور دارند). تمرکز اصلی لک ها، مناطق شرقی، جنوبی و جنوب شرقی این استان است و عمدتا در شهرستان های کرمانشاه، هرسین، کنگاور و صحنه ساکن هستند. زبان آنها شباهت زیادی به کردی و لری دارد، ولی گویشی مجزا از آنها محسوب می شود.
ترک ها نیز به طور پراکنده در استان کرمانشاه به سر میبرند. با آنکه این دسته از ترک ها به لحاظ سیاسى جزو ایرانیان به شمار مىروند، ولى از نظر ساختمان جسمانى و ویژگىهاى مردم شناسى و زبان شناسى، متفاوت از دیگر اقوام ایرانی هستند.
بر اساس آمار سال 1400، جمعیت عشایر استان کرمانشاه حدود هشتاد هزار نفر، در قالب 14109 خانوار بود که نزدیک به هشت درصد جمعیت عشایری کشور و حدود چهار و نیم درصد جمعیت استان را تشکیل می دهد. این عشایر، در چهارده ایل و یک طایفه مستقل زندگی میکنند که عبارتند از ايل سنجابی، ايل گوران، ايل قلخانی، ايل جاف، ايل کلهر، ايل زنگنه، ايل زوله، ايل کرند، ايل بان زرده، ايل ثلاث باباجانی، ايل بالاوند - زردلان، ايل جمهور، ايل پايروند، ايل ترکاشوند و طايفه مستقل عثمانوند.
عشایر کرمانشاه، دوره ییلاقی خود را در استان کرمانشاه سپری می کنند، ولی برای گذراندن دوره قشلاقی، علاوه بر مناطق گرمسیری استان کرمانشاه، گاهی به استانهای ایلام، لرستان و یا خوزستان نیز کوچ مینمایند. کوچ پاییزه عشایر استان کرمانشاه در ماه مهر انجام میشود و معمولا سی تا چهل و پنج روز ادامه دارد. برخی عشایر استان کرمانشاه، در موسم کوچ، بعضا مسافتهایی تا نزدیک به هزاروسیصد کیلومتر را نیز میپیمایند.
گردآوری و تنظیم:
فرید نوبخت حقیقی
موسسه فرهنگی رادنواندیش