|

شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش ششم، شهر اصفهان)

دوشنبه, 05 مرداد,1405 - 09:57
اصفهان، کلانشهری در مرکز فلات ایران است. این شهر، مرکز استان اصفهان و سومین شهر پرجمعیت کشور می باشد.
شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش ششم، شهر اصفهان)

هزارک -

 

شهر اصفهان:

اصفهان، کلانشهری در مرکز فلات ایران است. این شهر، مرکز استان اصفهان و سومین شهر پرجمعیت کشور می باشد. اصفهان بر روی دشتی هموار و در ارتفاع 1570 متری از سطح دریا واقع شده و زاینده رود از مهمترین عوامل شکل گیری آن محسوب می شود. این شهر، در طول تاریخ، پایتخت حکومت‌های  دیالمه آل بویه، سلجوقیان و صفویه بود و در دوران صفوی، به اوج توسعه و پیشرفت خود رسید. اصفهان به سبب برخورداری از معماری ایرانی، پل‌های سرپوشیده، مسجدها و مناره‌هایی زیبا و کم نظیر و شمار فراوانی از دیگر اماکن گردشگری و تاریخی، شهرتی جهانی دارد.

از نام‌های کهن اصفهان می توان به گابا، گابیه، گابیان، گبی، گی، جی، اسپادانا، اسپهان، سپاهان، اصفاهان و صفاهان اشاره نمود. به نوشته دیاکونوف (خاورشناس روس) در کتاب "تاریخ ماد"، این شهر در زمان پارت‌ها تحت عنوان گابی و گابه و در زمان ساسانیان با نام گی شناخته می شد. بسیاری از مورخان بر این باورند که چون در ایران باستان و در مواقع بروز جنگ، این ناحیه مرکز تجمع و عزیمت سربازان و سپاهیان مناطق جنوب ایران همچون فارس و سیستان به سوی میدان نبرد بود، آنجا را اسپهان نیز می نامیدند که سپس معرب شده و به ‌صورت اصفهان درآمده است.

در شاهنامه فردوسی، یازده بار از شهر اصفهان نام برده شده است.

اصفهان به خاطر وجود زاینده‌رود و شرایط طبیعی مناسبی که داشت، ‌احتمالا از نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد شاهد شکل‌گیری آبادی‌های بسیاری بوده که هم اکنون، بقایای آنها در زیر آبرفتهای شهر فعلی اصفهان مدفون می باشد. با این وجود، تاریخ شکل‌گیری شهر اصفهان با ابهاماتی رو به رو می باشد و اطلاع دقیقی از آن در دست نیست؛ هر چند که در اساطیر ایرانی، بنای اصفهان را به طهمورث، سومین پادشاه سلسله پیشدادی نسبت داده‌اند.

از آنجا که در دوران باستان، عمده تمرکز امپراتوری های هخامنشی تا ساسانی معطوف به قلمرو باختری ایران بود، شهر اصفهان چندان مورد توجه این سلسله‌ها قرار نداشت. با این حال، در دوره اسلامی، اصفهان به مانند ری و بخارا و مرو، به رشد و شکوفایی فراوانی رسید. البته به موازات افزایش اهمیت اصفهان، تهدیدهای بیشتری نیز برای این شهر به وجود آمد و اینگونه بود که شهر اصفهان، بارها و بارها تخریب و بازسازی شد. با همه اینها، در حالی که با هر تخریب برخی از ارزش‌های قدیمی شهر از دست می‌رفت، پس از هر بازسازی، ارزش‌های جدیدی برای اصفهان پدیدار می گشت. شهر اصفهان در طی این تخریب و بازسازی ها برخی از بخش‌های قدیمی خود را از دست می‌داد و همزمان، زمین‌های روستایی جدیدی را در بر می‌گرفت. در تمام این موارد، علیرغم تغییر جهات‌ گسترش عرضی شهر، طول اصلی شمال به جنوب شهر در امتداد زاینده رود ادامه می‌یافت.

 

تاریخچه شهر اصفهان:

در دوران هخامنشی، شهر اصفهان محل تقاطع راه‌های عمده و اقامتگاه سلطنتی برخی از پادشاهان این سلسله نیز بوده است.

ابن فقیه همدانی، تاریخدان ایرانی سده سوم و چهارم ه.ق عنوان نموده زمانی که کورش بزرگ، در اوائل شکل گیری امپراتوری هخامنشی، شهر بابل را تسخیر کرد و یهودیان را از اسارت نبوکدنصر (پادشاه بابل) رها نمود، شماری از یهودیان به اصفهان آمدند و در منطقه‌ای که تحت عنوان یهودیه نامگذاری شد، اسکان یافتند. این منطقه در شمال غربی شهر جی یا ژی قرار داشت و بعدها این دو منطقه به یکدیگر متصل شدند و شهر کنونی اصفهان را ایجاد نمودند. این روایت، توسط مورخان دیگری از جمله اصطخری، ابن حوقل، مقدسی، یاقوت حموی، ابوالفدا و ابن خلدون نیز تکرار شده است. یعقوبی، جغرافیدان سده سوم ه.ق درباره این دو شهر نوشته: "برای اصفهان دو شهر است که به یکی از آن دو جی و به دیگری یهودیه گفته می‌شود و اهالی آن مردمی به هم آمیخته‌اند و عربشان اندک است و بیشتر اهالی آن عجم و از اشراف دهقانانند".

در دوران اشکانیان، سه مرکز نظامی دائمی در مرو و گرگان و تیسفون برقرار بود. در همین دوران و به ‌دستور مهرداد یکم، یک پادگان نظامی احتیاطی نیز در اصفهان احداث گردید که صرفا برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش‌بینی شده بود.

به ‌نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به ‌بعد جایگزین نام گی شده‌ باشد. آنگونه که در مستندات تاریخی آمده، سواره ‌نظام ساسانی به‌ هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان، به‌ ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمه زاینده‌رود استقرار می‌یافت.

اسپهان ولیعهد نشین ساسانیان نیز بود و از این نظر، امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان داشت. البته گاهی نیز ارمنستان این نقش را ایفا می نمود، ولی اسپهان این مزیت را داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ "واسپوهران" یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.

در اواخر دوره ساسانیان، هفت شهر نزدیک به هم در ناحیه اصفهان کنونی وجود داشتند که عبارت بودند از جی، مهرین، شادریه، درام، قه، کهنه و جار.

در سده‌های نخست دوره اسلامی، منابع تاریخی از وجود دو شهر در مکان کنونی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری به نام جی در مکان کنونی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب آن با نام یهودیه که جمعیت قابل توجهی از یهودیان را در خود جای داده بود. نام جی بعدها به شهرستان تغییر پیدا کرد و از یهودیه با عنوان جهودستان نیز یاد شده است. عرب‌ها اسپهان را در سال 23 ه.ق تصرف کردند و این شهر نیز مانند بسیاری از دیگر شهرهای ایران، تا حدود سده سوم ه.ق تحت سلطه اعراب قرار داشت.

در سال 319 ه‍.ق، مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان روی به اصفهان آورد و این شهر را آزاد نمود و به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوهی بسیار در این شهر برپا کرد. در سال 327 ه.ق، اصفهان پس از جنگ بین زیاریان و دیلیمیان، به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد و او نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن، شهر اصفهان دوباره رو به پیشرفت نهاد و کانون دانشوران و سرایندگان شد. به نظر می رسد که دیوار قدیم شهر اصفهان نیز در زمان سلطنت امیران آل بویه در سده چهارم ه.ق ساخته شده باشد.

در سال 442 ه.ق، طغرل بیک سلجوقی اصفهان را پس از یک محاصره طولانی و ویرانگر تسخیر نمود. البته شهر خیلی زود به تدبیر ابوالفتح مظفر نیشابوری که از طرف طغرل به حکومت اصفهان منسوب شده بود، بازسازی گردید. گفته می شود که حدود 500000 دینار خرج ساخت بناها گشت و به مدت سه سال، از مردم مالیاتی گرفته نشد. طغرل، پایتخت حکومتش را نیز از ری به اصفهان منتقل نمود. گسترش شهر در زمان آلپ ارسلان ادامه یافت، ولی در دوران ملکشاه و وزیر باتدبیرش، خواجه نظام الملک طوسی بود که شهر به اوج شکوه خود رسید؛ بطوری ‌که جمعیت شهر دو برابر گردید و بناهای بسیاری در آن ساخته شد.

در سال 633 ه.ق، اصفهان پس از مقاومت‌هایی اولیه، به دلیل خیانت رهبران خاندان شافعی مذهب خجند که دست به دعوت از مغولان جهت نابودی رقبای خود (خاندان حنفی مذهب صاعد) زده و دروازه های شهر را به روی ایشان گشوده بودند، سقوط کرد. مغول‌ها پس از ورود، تمام ساکنان شهر از جمله حامیان خود را قتل‌ عام و شهر را با خاک یکسان کردند.

در سال 1006 ه.ق، شاه عباس صفوی پایتخت ایران را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. دوری از مرزها، کاهش دادن به قدرت و نفوذ قزلباشان و بهبود تجارت، از مهمترین دلایل این انتقال بود. انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت توسط شاه عباس، نتایج مثبتی برای این شهر به همراه داشت؛ بدانگونه که مسجدها، آب‌انبارها و کاروانسراهای بسیاری در شهر ساخته شد و شبکه‌های آبیاری موثری پدید آمد و با تاسیس شهر بازرگانی نجف‌آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه آذوقه شهر، زیربنای زراعی پایداری برای پایتخت جدید فراهم شد.

اصفهان در دوره سلطنت شاه عباس یکم از همه شهرهای خاور زمین باشکوهتر بود. در آن روزگار، با افزوده شدن محلات چهارگانه عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد  و اسپهان، نمای پایتخت صفوی از قسطنطنیه هم بزرگتر بود. شهر اصفهان در روزگار اوج شکوه خود دارای 137 کاخ، 162 مسجد، 48 مدرسه، 273 حمام و 12 گورستان بود.

با حمله افغان ها و پایان دولت صفوی، اصفهان دچار زوال و انحطاط شد و شهر تا مرز نابودی کامل پیش رفت. محله‌هایی که زمانی حدود ششصد هزار تن جمعیت فعال داشتند، ناگهان خالی شدند. جمعیت باقیمانده در شهر که مجموعا حدود صد هزار نفر بود، زندگی محقر خود را در شکاف‌های پراکنده شهر ادامه دادند. انحطاط به ساختار شهر نفوذ کرد و قدرت محلی جدید نتوانست حیات تازه ای بدان ببخشد.

در دوره قاجاریه و در زمان سلطنت ناصرالدین شاه، پسر وی، مسعود میرزا ظل‌السلطان، از سال 1288 ه.ق حاکم اصفهان شد و در سال‌های پس از آن، حکومت ایالت‌های فارس، کردستان، لرستان و یزد نیز به او داده شد. او که همواره مایل به داشتن نیروی نظامی شخصی بود. در اصفهان فوج‌هایی نظامی با لباس و اسلحه ارتش اتریش تشکیل داد و برای تعلیم آنها، معلمانی نظامی از آلمان به‌خدمت گرفت. ناصرالدین شاه که از خودسری‌های ظل‌السلطان در اصفهان بیم داشت، او را شبانه از حکومت تمام ‌ایالت های جدید برکنار کرد و تنها شهر اصفهان را برایش باقی گذاشت.

فرمانروایی سی و چهار ساله ظل‌السلطان بر اصفهان، با ویرانی بیش از پنجاه اثر و بنای تاریخی و باغ ایرانی در این شهر همراه بود.

جرج کرزن که در سال‌های پایانی فرمانروایی قاجاریان به ایران آمده بود، درباره این ویرانی‌ها می‌نویسد: "مسجد و عمارت سلطنتی اصفهان را از بیخ و بن کندند. آن عمارت هفت‌دست و آیینه‌خانه و نمکدان با نقشه‌های عجیب و آیینه‌های بزرگ شفاف و حوض‌های یکپارچه که از سنگ‌های مرمر صاف شفاف تراشیده شده و سلاطین با مخارج گزاف بنا نهاده‌اند، تمام خراب و به جای آن‌ها جز تپه ‌خاکی غم‌انگیز و ملالت‌خیز باقی نمانده است".

شهر اصفهان در دوران انقلاب مشروطه ایران نیز بسیار فعال بود و از طریق تاسیس انجمن مقدس ملی، نقش به سزایی در پیروزی انقلاب داشت. در واقع، انقلابیون اصفهان، یکی از سه محور اصلی حمله مجاهدین مشروطه به تهران و فتح پایتخت را تشکیل می دادند.

 

روایاتی درباره شهر اصفهان:

محمدحسن خان جابری انصاری، مورخ دوره قاجاریه، در کتاب خویش با نام "تاریخ اصفهان، ری و همه جهان" در خصوص شهر اصفهان نوشته: "اسپهان و سپاهانش از آن رو خوانند که در قدیم، لشگرخانه کیان بود و علم کاویانی را که لوای ایرانیان بود، مردم اصفهان در دست داشته و این شرافت را خاص آنها دانسته اند و امارت آنجا گاهی با نژاد کاوه بود که ایرانیان را از قهر ضحاک نجات داد".

دکتر هنرفر در مقاله ای تحت عنوان "آثار تاریخی جی" که در شماره یکصد و بیست و یکم از مجله "هنر و مردم" منتشر شده، به نقل از حافظ ابونعیم در یکی از کتابهایش به نام "ذکر اخبار اصفهان" که اوایل سده پنجم ه.ق به رشته تحریر درآمده، چنین می گوید: "شهر جی قبل از اسلام شهر مسکونی نبود، بلکه قلعه ای بود برای اهالی دهات و روستای جی و مردم در شهر قه زندگی می کردند، تا آنکه اسلام آمد و اعراب، شهر قه را خراب کردند و هر کسی از اهالی آن شهر باقی ماند، به شهر جی کوچ کرد. بنابراین، آن قوم نخستین اقوامی هستند که در آن شهر سکونت اختیار کردند".

با وجود قدمت شهر اصفهان، شهرت آن عمدتا مربوط به دوره اسلامی است.

ابن حوقل در کتاب صوره الارض که در سده چهارم ه.ق نوشته شده، آورده: "اصفهان دو بخش است؛ یکی موسوم به یهودیه و دیگری موسوم به شهرستان. میان آنها دو میل فاصله است و یهودیه بزرگتر از شهرستان و در حدود دو برابر آن است و بناهای آن از گل است. هر دو بخش، فراخ نعمت تر و پهناورتر از همه شهرهای جبال است و نیز از حیث مال و سکنه و بازرگانی و برکت میوه از شهرهای دیگر برترند. اصفهان، بارکده فارس و جبال و خراسان و خوزستان است و در آنجا پارچه های عتابی و ابریشمی و پنبه ای به دست می آید که به سایر نواحی فرستاده می شود و از عراق تا خراسان، جز ری، شهر تجارتی بزرگتر از اصفهان وجود ندارد. یکی از بهترین روستاهای آن جی است".

مقدسی، جغرافیدان سده چهارم ه.ق در قسمت شگفتی های کتاب خود با عنوان "احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم" نوشته: "رودخانه اصفهان به مردابی شگفت انگیز که جز پرنده به آن نزدیک نشود، می ریزد و در روستای رویدشت، کوه مانندی از شن است که باد بر آن کارگر نشود".

در کتاب حدودالعالم که در سده چهارم ه.ق نگاشته شده، اصفهان چنین توصیف شده است: "سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است؛ یکی را جهودان خوانند و دیگری را شهرستان و در هر دو منبر نهاده اند. میان ایشان نیم فرسنگ است و شهری خرم است و بسیار نعمت اندر جبال. و او را رودی است کی آن را زرن رود خوانند کی اندر کشت و برز به کار شود و از وی جامه ابریشم گوناگون خیزد، چون حله و عتابی و سقلاطون".

مسعودی، مورخ سده چهارم ه.ق نیز از زاینده رود به نام زرن رود نام برده و می گوید: "رودخانه زرن رود در آخر شهرستان اصفهان به شنزار فرو می رود و سپس در کرمان ظاهر می شود".

لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی عنوان می دارد: "زرین رود اکنون به یکی از شعب این رودخانه اطلاق می شود. قسمت علیای شاخه اصلی این رود، جوی سرد نام دارد و از زردکوه سرچشمه می گیرد. این کوه که هنوز به مناسبت سنگهای آهکی زرد رنگ خود به این نام خوانده می شود، تقریبا در سی فرسخی باختر اصفهان، نزدیک سرچشمه رود کارون واقع است. زاینده رود پس از عبور از اصفهان به سمت خاور می پیچد و پس از گذشتن از رودشت، به باتلاق گاوخانی می ریزد".

باتلاق گاوخانی (گاوخونی) که زاینده رود به آن می ریزد، تقریبا در 140 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان قرار دارد. این باتلاق در کتب مختلف به صورت "گاوخوانی" یا "گاوخانه" به معنای چاه بزرگ آمده است و ساکنین روستاهای اطراف عقیده دارند تعداد زیادی از مشتاقان گورخر به کام آن فرو رفته اند.

ناصرخسرو در سده پنجم ه.ق شهر اصفهان را چنین توصیف کرده است: "از بصره تا اصفهان، صدوهشتاد فرسنگ باشد. شهری است بر هامون نهاده، آب و هوایی خوش دارد و هر جا که ده گز چاه فرو برند، آبی سرد و خوش بیرون آید. شهر، دیواری حصین بلند دارد و دروازه ها و جنگ گاها ساخته و بر همه بارو، کنگره ساخته. در شهر، جویهای آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است. و اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازارهای بسیار و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر آن دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندی و دروازه ای و همه محلها و کوچه ها را همچنین دربندها و دروازه های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود".

حمدالله مستوفی در سده هشتم ه.ق در کتاب نزهه القلوب درباره آب و هوای اصفهان چنین نوشته: "در تابستان و زمستان،گرما و سرما به آن حد نمی رسد که کسی نتواند کار کند. همچنین زلزله و بارندگی و صاعقه که موجب خرابی باشد، در آنجا کمتر بوده است و آب زنده رود بر جانب فبله بر شهر ظاهر شود. میوه ارزان و فراوان است، مخصوصا سیب، به و خربوزه آن بسیار شیرین است".

جمعیت اصفهان را در زمان شاه عباس یکم بین ششصد هزار تا یک میلیون نفر نوشته اند. ولی این جمعیت از حدود سیصد سال پیش رو به نقصان گذاشت، بطوری که در دوره قاجاریه، جمعیت اصفهان را تقریبا پنجاه هزار نفر نوشته اند. علل کم شدن جمعیت اصفهان در این دوره، علاوه بر حمله افغانها، شورشها، بی نظمی ها، جنگهای داخلی برای رسیدن به قدرت و بیماری وبا و قحطی بوده است. در دوره ناصرالدین شاه، قحطی سختی در اصفهان پدید آمد و جمعیت اصفهان به نصف تقلیل یافت. البته جمعیت اصفهان از حدود یکصد سال پیش مجددا رو به فزونی گذاشت و هم اکنون سومین شهر پرجمعیت ایران است.

برخی از صنایع دستی که از قدیم در اصفهان معمول بود و هنوز هم رواج کامل دارند، عبارتند از قلمزنی، خاتم سازی، میناکاری، کاشی سازی، منبت کاری، قلمکارسازی، نقره سازی، مینیاتورسازی، تذهیب، قلابدوزی و قالی بافی.

 

اقوام ساکن در شهر اصفهان:

جمعیت اصلی استان و شهر اصفهان از پارس‌ها تشکیل شده است. البته در سطح استان و شهر اصفهان، اقلیت های قومی دیگری همچون ترک‌های قشقایی، لرها، ارمنی‌ها، کردها (عمدتا از ایل گلباغی)، گرجی‌ها و یهودی‌ها نیز سکونت دارند.

در سطح استان اصفهان، جمعیت قابل ملاحظه ای از ایلات عشایر، شامل سه ایل قشقایی، بختیاری و عرب جرقویه نیز حضور دارند که عمدتا در شهرستانهای اصفهان، سمیرم، فریدونشهر، چادگان، شهرضا و دهاقان مستقر می باشند. بیشترین آمار جمعیتی عشایر استان اصفهان نیز مربوط به ایل قشقایی است.

ایل قشقایی شامل طوایف دره شوری، فارسیمدان، شش بلوکی و عمله، ایل بختیاری شامل طوایف زراسوند، محمدصالح، زلقی، بهداروند، ممزایی و چهاربری و ایل عرب جرقویه شامل طوایف عرب جعفری، عرب مومنی، عرب مختاری، رضایی رامشه، عرب صالحی و علی رضایی هستند.

 

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

موسسه فرهنگی رادنواندیش

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: