|

شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش چهارم، شهر شیراز)

چهارشنبه, 10 تیر,1405 - 15:11
شیراز یکی از شهرهای قدیمی ایران است که در جنوب این کشور و در منطقه کوهستانی زاگرس قرار دارد.
شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش چهارم، شهر شیراز)

هزارک -

 

  1. شهر شیراز:

شیراز یکی از شهرهای قدیمی ایران است که در جنوب این کشور و در منطقه کوهستانی زاگرس قرار دارد. در تقسیمات کشوری جاری، شیراز مرکز استان فارس است و پس از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و کرج، پنجمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می شود. این شهر به سبب مجاورت با آثاری کهن از دوره های هخامنشی و ساسانی و برخورداری از جاذبه های تاریخی و فرهنگی فراوان، بسیار مورد توجه گردشگران ایرانی و بین المللی قرار دارد. همچنین، نظر به آن که شعرای نامداری همچون سعدی و حافظ از این شهر برخاسته اند، شیراز به عنوان مرکز شعر و ادب پارسی شناخته می شود.

آنچه مجموعا از اسناد و مدارک تاریخی و یافته های باستانشناسی به دست می آید این است که استان پارس در دوره شاهنشاهی ساسانی، به پنج بخش تقسیم می شد که شیراز، در بخش اردشیرخوره به مرکزیت فیروزآباد قرار داشت. در آن زمان، شیراز را تحت عنوان تیرازیس یا شیرازیس می خوانده اند و مکان آن، در شرق محل فعلی شهر شیراز و در حوالی قصر ابونصر و مجموعه استحکامات و روستاهای پیرامون آن بوده است.

با همه اینها، شیراز تا پیش از دوره اسلامی از اهمیت چندانی برخوردار نبود و همواره در سایه شهرهای بزرگ و پرجمعیت استان پارس قرار می گرفت و تنها در سده نخست دوره اسلامی و مقارن با خلافت اموی بود که این شهر به فرمان عبدالملک مروان بنیان نهاده شد و با افول تدریجی شهر استخر، تختگاه استان پارس در دوره ساسانی، به رونق و شکوفایی رسید، به نحوی که در دوره های صفاری، آل بویه و زندیه، پایتخت ایران بود.

 

  • تاریخچه شهر شیراز:

ایالت یا استان پارس ساسانی با مرکزیت شهر استخر، شامل استانهای فارس، یزد، حاشیه خلیج فارس و جزایر آن و بخشی از خوزستان کنونی بود. بر اثر حملات اعراب مسلمان بین سال‌های 640 تا 653 میلادی، کل این استان توسط مهاجمین تسخیر شد. در آن زمان در محل شیراز کنونی شهری نبود، اما قلعه‌هایی در حوالی شیراز کنونی وجود داشت که در سال 641 میلادی به تسخیر اعراب درآمد. استخر، پیوندهایی نزدیک با سلسله ساسانی و دین زرتشتی داشت. از همین رو، حکمرانان عرب می‌خواستند که مرکزی رقیب و اسلامی در قلمرو تازه فتح شده خود برپا سازند. آنان شیراز را به ‌گونه‌ای بنیان نهادند که بزرگتر از اصفهان باشد.

از آنجایی که شیراز در محل تلاقی راه‌های منتهی به یزد، کرمان، خوزستان، اصفهان و خلیج فارس قرار داشت، به پایگاه مسلمانان در فارس و مقر دولت و کارگزاران نظامی و اداری ایشان تبدیل شد و به مدت دو سده، محل استقرار فرمانداران عرب در این استان بود. هر چند تا سده دوم ه.ق، شیراز کماکان زیر سایه شهر استخر بود، ولی با اسلام آوردن تدریجی ایرانیان و افول شهر استخر، اهمیت آن به شیراز منتقل شد، به گونه ای که در سده سوم ه.ق، این شهر به عنوان یکی از پایتخت های حکومت صفاریان برگزیده شد. پس از آن، در سده های چهارم و پنجم ه.ق و با گسترش پادشاهی آل بویه، عمادالدوله علی بن بویه، بزرگترین برادر از پسران بویه، شیراز را به عنوان پایتخت آل بویه شاخه فارس برگزید و خود نیز در آن شهر مستقر گشت (شاخه های دیگر سلسله پادشاهی آل بویه که تحت سلطنت معزالدوله احمد بن بویه و رکن الدوله حسن بن بویه، برادران عمادالدوله علی بودند، شامل آل بویه بغداد و آل بویه ری می شدند).

از اواسط سده ششم ه.ق، اتابکان فارس  یا سلغریان بر شیراز چیره شدند. در آن دوره، شیراز توسعه یافت و بناهای متعددی مانند مدرسه، بیمارستان و بازار اتابک در آن شهر ساخته شد. در حمله  مغولان، شیراز به تدبیر اتابکان از تخریب و قتل‌عام در امان ماند، بدین ترتیب که ابوبکر بن سعد، حکمران سلغری، به پرداخت مالیات به مغولان رضایت داد. آخرین حکمران اتابکان فارس، ابش بنت سعد بود که به همسری پسر هلاکوخان مغول درآمد. مهریه او بخشش خراج شیراز بود. بدین ترتیب، اتابکان فارس در سال 685 ه.ق منقرض شدند.

شیراز از قتل‌عام تیمور نیز در امان ماند، زیرا شاه شجاع مظفری، فرماندار فارس، تسلیم لشگر تیمور شد و با پرداخت وجهی کلان به لشگر مهاجم، از  قتل شهروندان و غارت شیراز جلوگیری نمود.

در سده هفتم ه.ق، شیراز به ‌سبب تشویق حاکمان و وجود دانشمندان و هنرمندان فراوان، مرکزی پیشرو در علم و هنر بود و از همین رو، توسط جغرافیدانان قدیم، دارالعلم نامیده می‌شد.

در سال 909 ه.ق، شیراز توسط شاه اسماعیل که به تازگی و در سال 905 ه.ق سلسله صفوی را در ایران بنیان نهاده بود، فتح شد. شاه اسماعیل، در راستای گسترش مذهب تشیع، به مانند آنچه که در دیگر شهرها و نواحی ایران انجام داده بود، رهبران مذهبی و تعداد زیادی از مردم اهل سنت شیراز را هلاک نمود. در دوره صفوی، ابنیه متعددی مانند مدرسه خان و قصری در محل میدان در شیراز بنا گشتند و حصاری نیز به دور شهر ساخته شد.

پس از حمله افغان‌ها به ایران و سقوط صفویه در سال 1135 ه.ق، سپاه افغان در سال 1136 ه.ق به سمت شیراز حرکت نمود. شیراز پس از نه ماه محاصره و تحمل قحطی تسلیم شد. با این حال، نادرشاه توانست در سال 1142 ه.ق شیراز را از دست افغان‌ها درآورد و خرابی‌های به بار آمده را ترمیم نماید. اما با شورش حکمرانان محلی در همان دوره افشاریان، نادرشاه سپاهی را روانه شیراز کرد و شهر پس از چهار ماه محاصره سقوط کرد. پس از این حمله، بسیاری از مردم شیراز کشته و باغ‌های اطراف شیراز نابود شدند.

با آغاز سلسله زندیه، کریم‌خان زند در سال 1180 ه.ق شیراز را به‌ عنوان پایتخت سلطنت خود برگزید. در این دوران شیراز دوباره رونق یافت و جمعیت آن زیاد‌ شد. در دوره پادشاهی کریم‌خان زند، استادکاران و کارگران از سراسر ایران به شیراز آورده شدند. نقل است که تنها دوازده هزار تن در ساخت خندق جدید دور شهر شرکت داشتند. به فرمان کریم‌خان، بناهای متعددی مانند ارگ جدید شهر، بازار وکیل، دیوان‌خانه، توپ‌خانه، یک مسجد باشکوه و چند هزار مسکن برای لرهایی که در سپاه کریم‌خان بودند، ساخته شد. با تمام اینها، پس از کریم‌خان، جانشینان وی موفق به حفظ سلسله زندیه نشدند و پس از روی کار آمدن قاجارها، آقا محمد خان قاجار پایتخت را به تهران منتقل نمود.

در دوره قاجاریه، سید علی محمد باب در سال 1261 ه.ق در شهر شیراز شروع به تبلیغ آیین خود نمود، ولی پس از چندی از طرف حکومت دستگیر و از شهر اخراج و نهایتا کشته شد.

در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی اول، شیراز از کانون‌های مبارزه با نیروهای خارجی بود و کمیته ملی حافظین استقلال ایران در این شهر فعالیت می‌کرد.

در دوران معاصر، شیراز به یکی از شهرهای بزرگ و صنعتی ایران بدل شده است. همچنین، شیراز به سبب بهره مندی از جاذبه های تاریخی، هنری، ادبی و طبیعی، یکی از مهمترین قطب های گردشگری ایران محسوب می شود و همواره یکی از مقاصد مهم گردشگران داخلی و خارجی بوده است.

 

 روایاتی درباره شهر شیراز:

طبق روایتی اسطوره ای، شیراز توسط تهمورث، پادشاه پیشدادی ایران بنا شده و با گذشت زمان، این شهر رو به ویرانی گذاشته است.

اصطخری در سده چهارم ه.ق در کتاب مسالک و الممالک در خصوص بنای شهر شیراز می گوید: "شیراز محدث را محمد بن القاسم بن ابی عقیل، پسرعم حجاج بن یوسف بنا کرد و از همه شهرهای پارس حمل به شیراز برند و از آنجا به هیچ جای نبرند و لشگرگاه اسلام آنجا زدند، در آن وقت کی بر اصطخر جنگ می کردند و شهر آن وقت بنا کردند".

ابن حوقل، جغرافیدان مسلمان سده چهارم ه.ق نیز در کتاب صوره الارض، بانی شهر شیراز را همین فرد می داند و می افزاید: "این شهر در زمان حمله مسلمانان، لشگرگاه بود و چون اصطخر فتح شد، محمد بن قاسم آنجا را به تیمن شهر ساخت. وسعت آن در حدود یک فرسخ است و حصاری ندارد که آن را فرا گیرد و بناهای آن مشتبک و در هم آمده و سکنه آن بسیار است و امیر سپاه فارس همیشه در آنجاست. در شیراز به علت اعتدال هوا، محصولات گرمسیری و سردسیری به دست می آید. جامه های بومیان آنجا حد واسط جامه کاتبان و بازرگانان است، از قبیل طیلسان و ردا و پارچه های قومسی و خز و عمامه و کفش ناشکسته و پیراهن و جبه و جامه های آستردار. به طور کلی، خوش لباس می باشند. غالبا جوانمردند و به کارهای زشت تظاهر نمی کنند. در شیراز، نرگسی هست که برگش چون سوسن، ولی در اندرون آن، چشمانی زرد مانند چشمان گل نرگس وجود دارد. در آنجا پرده های معروفی می بافند که در بیشتر نقاط زمین به شیرازی شهرت دارد".

مقدسی، جغرافیدان سده چهارم ه.ق در کتاب خود با عنوان احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، بنای شیراز را مربوط به پیش از دوره اسلامی می داند و می نویسد: "شیراز در گذشته خوره نبود، بلکه شهری بود که شیراز بن فارس آن را ساخته بود. مسلمانان به هنگام گشایش این سرزمین، آن را مرکزیت دادند". او همچنین می افزاید: "در شیراز کشتزارها با دولاب سیراب شوند، انگور و انجیر گران است و نان نیکو ندارند. از کوتاهی پنجره ها در آزارند. دو چارپا از تنگی در بازار نتواند رفت. مردم مرفه و بازرگانان با بیگانگان مهربانند. در شیراز، اجاص عمری و برکانها و منیرها بی مانند است".

در فارسنامه ابن بلخی که در سده ششم ه.ق به رشته تحریر در آمده، عنوان شده که: "بسط شیراز، چند اصفهان است و می گویند کی به هزار گام شیراز مهتر بودست، اما اکنون همه ویران است، الا محلتی چند دیگر هیچ نماندست و به عهد دیلم چنان بود از آبادانی کی جای سپاهیان در شهر نماند. پس عضدالدوله بیرون از شهر جایی بساخت و آن را گردفناخسرو نام نهاد و بازاری نیکو در میان ایشان ساخت. شهری است کی چون آبادان گردد، هیچ نظیر ندارد". در همین کتاب از جامع شیراز و بیمارستان عضدی و کتابخانه نیکوی شهر نیز تعریف شده است.

ابن بطوطه، جهانگرد مراکشی که در سده هشتم ه.ق از شیراز دیدن نموده، می گوید: "در مشرق زمین، هیچ شهری از لحاظ زیبایی بازارها و باغها و آبها و خوشگلی مردم، به پای دمشق نمی رسد، مگر شیراز. این شهر در زمین مسطحی واقع شده و گرداگرد آن را از هر سو باغها فرا گرفته اند و پنج نهر از وسط شهر می گذرد. یکی از آنها، نهر معروف رکن آباد است که آب شیرین و گوارایی دارد. مسجد بزرگ شیراز به نام مسجد عتیق یکی از وسیعترین و زیباترین مساجد است".

 

 اقوام ساکن در شهر شیراز:

جمعیت اصلی شهر شیراز را پارس ها تشکیل می دهند، به گونه ای که بیش از هشتاد درصد جمعیت این شهر از همین قوم است. با این وجود، شیراز به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، طبعا دارای ساکنینی از دیگر اقوام نیز می باشد که از جمله مهمترین آنها می توان به لرها، ترکان قشقایی، بلوچ ها، کردها و اعراب اشاره نمود. همچنین، در سالهای اخیر، یکجانشینی بسیاری از عشایر و ایلاتی که در گذشته کوچرو بوده اند، باعث گردیده که بخشی از جمعیت شیراز کنونی از مردم ایلات استان فارس تشکیل شود که از آن جمله می توان به ایلات خمسه (شامل ایل‌های ترک‌تبار اینانلو، بهارلو و نفر، ایل فارس باصری و ایل عربایل ممسنی که  از قبایل لر استان فارس است و از چهار طایفه رستم، بکش، جاوید و دشمن‌زیاری تشکیل شده و همچنین طوایف مستقلی همچون طوایف کوهمره، کردشولی، لشنی، چهارراهی، جشنی، کوهکی، کوهنارویی و طوایف محلی لارستان و داراب اشاره کرد.

 

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

موسسه فرهنگی رادنواندیش

 

 

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: