|

شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش سوم، شهر همدان)

چهارشنبه, 27 خرداد,1405 - 10:21
همدان اولین پایتخت نخستین حکومت پادشاهی ایران، یعنی پادشاهی مادها بوده است. این شهر در دوره های هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت‌های ایران محسوب می‌شد.
 شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی (بخش سوم، شهر همدان)

هزارک -

 

 

  1. شهر همدان:

همدان از قدیمی ترین شهرهای ایران و جهان است که در منطقه غربی و کوهستانی ایران و در دامنه کوه الوند واقع شده و از شهرهای سردسیر ایران به‌ شمار می‌آید. این شهر که در نوشته های هخامنشی تحت عنوان هگمتانه معرفی شده و یونانیان آن را به صورت اکباتانا ذکر کرده اند، در دوران باستان مرکز ایالت ماد بود.

همدان اولین پایتخت نخستین حکومت پادشاهی ایران، یعنی پادشاهی مادها بوده است. این شهر در دوره های هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت‌های ایران محسوب می‌شد. در زبان پارسی باستان، هگمتانه  به معنی "محل تجمع" بوده و اکباتان نیز همان تلفظ هگمتانه به زبان یونانی است.

نام هگمتانه به مرور زمان و در دوران ساسانیان به آهمتان، آهمدان و سپس به همدان دگرگون شده است.

 

  • تاریخچه شهر همدان:

پیش از ورود اقوام آریایی، محل کنونی شهر همدان از اقامتگاه های اصلی قوم کاسیان محسوب می شد. در کتیبه‌های آرامی نوآشوری مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد، از این شهر به عنوان یکی از ایالات کارکاشی (قوم کاسیان) یاد گردیده و عنوان شده که تیگلات-پیلسر یکم، پادشاه آشور، این شهر را در سال 1100 پیش از میلاد فتح کرده است. در خصوص احداث این شهر، اختلاف نظرهایی میان تاریخ پژوهان و جغرافیدانان باستان وجود دارد، لیکن به گفتهٔ هرودوت، مورخ یونانی، این شهر را نخستین شاه ماد به نام دیااکو بنیان نهاده است.

در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد، مردمانی آریایی‌تبار در بخش های پهناوری از فلات ایران سکونت یافتند. در آن هنگام، دو قبیله ایرانی مادی و پارسی که قرابت فراوانی نیز با یکدیگر داشتند و تنها گویش آنها اندکی با هم متفاوت بود، به سوی سرزمین‌های جنوبی‌تر فلات کوچ کردند. تیرهٔ مادی در نواحی جنوب شرقی دریاچه اورمیه، بین همدان و تبریز امروزی جای گرفت و بعدها تا اصفهان نیز پیش رفت و پارس ها در نواحی مرکزی و جنوبی فلات استقرار یافتند. در زمان مادها، مهم‌ترین راه‌های کاروانرو در هگمتانه تلاقی می‌کردند و این شهر قلب ماد قدیم به ‌شمار می‌رفت. باور عمومی بر آن است که هگمتانه به معنی محل تجمع یا بازار یا چیزی شبیه آن باشد؛ البته احتمال دیگری نیز وجود دارد که جلسات عمومی اتحادیه قبایل در این نقطه برگزار می‌شده است. در یکی از آن جلسات عمومی اتحادیه قبایل، دیااکو به رهبری انتخاب شد. او هگمتانه را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد. مکان این شهر مشرف بر راهی بود که به بابل و آشور می‌رفت و لذا برای پایتخت شدن کاملا مناسب بود. بر اساس نوشته‌های هرودوت، به دستور دیااکو در هگمتانه استحکامات عظیمی شامل هفت دژ مشهور به قصر هفت‌حصار و کاخ‌های شاهی برپا شد. بیشتر باستانشناسان معتقدند که تپه های واقع در دل شهر همدان امروزی، بقایای همان بناها هستند.

کوروش بزرگ در سال 550 پیش از میلاد، آستیاگ، آخرین پادشاه ماد را شکست داد و هگمتانه را به عنوان مقر تابستانی خود برگزید. با تصرف هگمتانه، پادشاهی مادها که نخستین حکومت آریاییان بود، به دست شاخه دیگر آریایی ها یعنی پارس‌ها  منقرض شد. با آنکه هگمتانه پایتخت مادها بوده است، ولی قدیمی‌ترین آثار یافت‌ شده از محوطه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنجنامه، مربوط به دوران هخامنشیان هستند.

با انقراض مادها، همدان مرکزیت نخستین را از دست داد، ولی به عنوان یکی از سه پایتخت هخامنشیان مورد توجه خاص بود. وجود کتیبه‌های گنجنامه، بقایای ستون‌های سنگی کاخ‌های هخامنشی و جام‌ها و الواح زرین و سیمین به دست آمده از همدان، نشانگر اهمیت این منطقه در دوره هخامنشی ‌است.

در اواخر دوره سلوکی،  شهر همدان محل تلاقی و برخورد متعدد سلوکیان با قوای اشکانیان بود تا اینکه مهرداد یکم در سال 155 پیش از میلاد شهر را تصرف کرد. همدان پایتخت تابستانی شاهنشاهان اشکانی نیز بوده است. از دوره اشکانی در همدان، گورستان پارتی بر جای مانده ‌است.

همچنین، همدان یکی از آخرین پایگاه‌های مقاومت اشکانیان در برابر حکومت تازه‌ نفس ساسانی بود. آرتاباز، پسر اردوان پنجم، آخرین شاه اشکانی، پس از مرگ پدرش در نبرد با سپاهیان اردشیر بابکان، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی، رهبری مبارزات را به مدت سه سال و تا 230 میلادی، علیه اردشیر بابکان ادامه داد.

در دوره ساسانی، شهر همدان یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بود و سکه‌های متعددی از آن دوره در همدان کشف شده است. در کتابچه‌ای به نام شهرستان‌های ایرانشهر که در زمان قباد یکم و در حدود سال 500 میلادی به زبان پهلوی نوشته ‌شده، بنای همدان به یزدگرد یکم نسبت داده‌ شده و این نشاندهنده عملیات عمرانی مهمی‌ است که توسط او در همدان صورت گرفت. پادشاهان ساسانی، به مانند هخامنشیان، تابستان را در هگمتانه و زمستان را در تیسفون می گذراندند.

در یورش تازیان، شهر همدان پس از سقوط نهاوند به دست مسلمانان افتاد. بنا بر گفته طبری، همدان برای بار اول در سال 642 میلادی (21 هجری) و در برخی از منابع دیگر، در سال 640 میلادی (19 هجری) و به فاصله کوتاهی پس از فتح نهاوند، با صلح توسط سپاه اعراب گشوده شد. از اواسط سده سوم هجری، حکومت شهر به دست سادات علوی افتاد و آنان به عنوان علویان در همدان حکمرانی کردند. بنای ارزشمند گنبد علویان نیز یادگار آن دوره است.

در سال 931 میلادی همدان مورد حمله مرداویج، بنیانگذار سلسله آل زیار قرار گرفت. مرداویج بدان سبب که مردم همدان خواهرزاده وی بنام ابوالکرادیس را همراه با عده‌ای از سپاه دیلم به قتل رسانده بودند، این شهر را عرصه غارت و قتل‌ عامی عظیم نمود.

در سده دهم و یازدهم میلادی (از نیمه دوم چهارم هجری تا سال 414 ه.ق.) همدان یکی از پایتخت‌های ایران محسوب می‌شد، زیرا در این دوره، شاخه‌ای از خاندان آل بویه در این شهر حکومت می‌کردند. پایتخت آل بویه در ابتدا اصفهان بود، ولی پس از انشعابی که در این خاندان روی داد، سلطنت ایران و عراق عرب بین افراد آن خاندان تقسیم شد و ری و همدان و بغداد نیز عنوان پایتختی یافتند.

در نیمه دوم سده پنجم و در دوران سلجوقیان، همدان مرکز سیاسی و پایتخت این دودمان بود و به همین علت، چند تن از سلاطین سلجوقی از جمله سلطان مسعود بن محمد بن ملکشاه و سلطان محمد بن محمود در همدان مدفون شده اند. در ابتدای این دوران تعداد زیادی مدرسه در این شهر راه‌اندازی شد و دانشمندان و طالبان علم و دانش از نقاط دیگر به همدان روی آوردند. البته این دوره کوتاه‌ مدت بود و به دلیل جنگ‌هایی که بین این سلسله و خلافت عباسی در گرفت، این شهر دچار آسیب‌های فراوانی شد.

در دوره هجوم مغول به ایران، مغولان در تعقیب سلطان محمد خوارزمشاه و پس از ویران ساختن ری و قم، به سوی همدان حرکت کردند. همدان دو بار توسط مغولان مورد حمله قرار گرفت. بار اول و در زمستان سال 618 هجری، به ‌دلیل وحشت عمومی، مردم از مغولان اطاعت کردند و آنان نیز به غارت اموال اکتفا کردند. حمله دوم مغولان به همدان در بهار سال بعد اتفاق افتاد. این بار همدانی‌ها که بر اثر پرداخت‌های سال قبل چندان ثروتی برایشان باقی نمانده بود، تصمیم به مقاومت گرفتند. تصرف شهر برای مغولان به طول انجامید و در جریان محاصره، گروه کثیری از سربازان مغول کشته شدند. سرانجام شهر به دست مغولان افتاد و مردم شهر قتل ‌عام شدند. مغولان پس از این قتل ‌عام شهر را به آتش کشیدند و آنچه را که از همدان باقی‌ مانده بود، نابود کردند. پس از به خاک و خون کشیدن مردم همدان و تسلط کامل مغولان بر این شهر، بایدوخان، ششمین ایلخان مغول، در سال 695 هجری در این شهر تاجگذاری کرد و به سبب اینکه به این شهر و مردم آن علاقمند شده‌ بود، با کوشش تمام به ترمیم آن پرداخت و دیگر حکام مغول هم از وی پیروی کردند؛ بدین ترتیب، در عهد ایلخانان در قرون هفتم و هشتم هجری، این شهر تا حدی رونق و اهمیت سابق را باز یافت. خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی در دوران فرمانروایی سه تن از ایلخانان مغول در مقام وزارت بود و این شهر از توجه آن وزیر دانشمند برخوردار شد. ابنیه مهمی مانند آرامگاه استر و مردخای، مقبره سابق باباطاهر، امامزاده اظهر و امامزاده هود و بناهایی دیگر از این دوره بر جای مانده اند. البته این رونق و آبادانی دیری نپایید و لشکریان تیمور شهر را تصرف و ویران نمودند. پس از آن همدان برای حدود 300 سال تقریبا به فراموشی سپرده ‌شد.

همدان در دوره صفوی دوباره از نعمت و آبادانی بهره‌مند گردید. پس از انقراض سلسله صفویه و بروز هرج و مرج در ایران در سال 1724 میلادی، شهر همدان به تصرف احمد پاشا، والی عثمانی در آمد و بر اثر مقاومت مردم در برابر قوای عثمانی، گروه بزرگی از مردم شهر قتل‌ عام شدند. شش سال بعد و در سال 1144 ه.ق.، نادرشاه افشار همدان را از تصرف عثمانی‌ها در آورد و سرانجام در سال 1144 ه.ق.، به موجب پیمان‌نامه‌ای میان ایران و عثمانی، شهر همدان به‌ طور قطع به ایران واگذار شد.

در دوران زندیان، همدان در دست امیران آن خاندان بود و در سال 1193 ه.ق.، علی مرادخان، نوه خواهری کریمخان زند، بعد از مرگ وی دم از استقلال زد و همدان را به عنوان پایتخت خود برگزید. او در این شهر به نام خود سکه ضرب کرد.

در سال 1205 ه.ق.، آقامحمدخان قاجار همدان را تصرف کرد و برج و باروی آن را ویران نمود. در طول حکومت قاجاریان، موقعیت شهر همدان به تدریج تثبیت شد. بازسازی و احداث بازار و مسجد جامع همدان و تویسرکان و ملایر از یادگارهای این دوره است.

حدود دو سال پیش از وقوع گسترده جنبش مشروطه ایران، علی ظهیرالدوله حاکم دادگر و متنفذ همدان، شورایی پنجاه نفره از برگزیدگان اعیان و اشراف و اصناف و علما و تجار و اقلیت‌های دینی فراهم نمود تا در امور حکومت مشورت و همفکری کنند. این دوران مثبت حکومت ظهیرالدوله در انسجام فرهنگی و اجتماعی همدان تاثیر فراوانی داشت، به گونه‌ای که پس از استقرار نظام مشروطه در ایران، این منطقه از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رشد بسیار چشمگیری یافت. با این وجود، وقوع جنگ جهانی اول، این شهر و منطقه غرب کشور را به میدان زورآزمایی دول متخاصم بدل نمود و نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی فرصت بروز یافتند. قحطی و مشکلات فراگیر شد و اینگونه بود که به ناچار، مردم از توجه به مسائل فرهنگی باز ماندند.

در اواخر دوران قاجار، شهر همدان به فاصله ده سال شاهد دو قحطی بزرگ بود. نخست در سال‌ 1286 خورشیدی، قحطی مصنوعی همدان در دوران حکومت علی ظهیرالدوله و به‌ خاطر مخالفت خوانین همدان با افکار مشروطه خواهانه او ایجاد شد و مرتبه دوم، قحطی دوران جنگ جهانی اول در سال‌ 1296 شمسی به وقوع پیوست. در طی این جنگ، شهر همدان به تناوب به اشغال قوای روس، عثمانی و انگلیس درآمد و این شهر ستاد سپاهیان آنها بود.

  • روایاتی درباره شهر همدان:

از آنجایی که شهر همدان در دوران باستان، اعم از دوره های پادشاهی مادها، امپراتوری هخامنشی و شاهنشاهی اشکانی و ساسانی همواره پایتخت یا یکی از پایتخت های ایران بوده و در دوره اسلامی نیز شهر مهمی محسوب می شده، بسیار مورد توجه مورخان و جغرافیدانان قرار داشته است.

هرودوت در خصوص همدان عنوان نموده "دژ مرکزی اکباتانا را هفت دیوار متحدالمرکز فرا گرفته بود که هر یک بلندتر از قبلی و به رنگهای مختلف سپید، سیاه، سرخ، آبی، زرد و قهوه ای ملون بود و کنگره ها نیز نقره فام بودند. ساکنان شهر، خارج از این حصارها منزل داشتند".

یکی از مورخان سده دوم پیش از میلاد به نام بولیبی نیز اطلاعاتی همسان با هرودوت درباره شهر همدان به دست می دهد. به گفته او "کسی نمی توانست شکوه و زیبایی اکباتانا را وصف کند". او همچنین می افزاید "درون آن شهر، کاخی بزرگ قرار داشت. تمام قسمتهای چوبی بنا از چوب سدر یا سرو بود. تیرهای سقف و ستونهای سردرها و دالانها با صفحات طلا پوشیده شده بود. با آنکه در زمان اسکندر، دزدان و غارتگران اموال آن را ربودند، در پایان قرن سوم پیش از میلاد، هنوز صفحات و شمشهای فراوان سیم و زر در آن وجود داشت".

محمد جواد مشکور درباره همدان می گوید "این شهر در پای کوه الوند واقع است و مکان آن برای پایتخت شدن کاملا مناسب می باشد، زیرا مشرف بر راهی بود که به بابل و آشور می رفت".

بارتولد نیز در خصوص همدان می گوید "در سده های دهم و یازدهم میلادی (چهارم و پنجم ه.ق.)، همدان پایتخت بعضی از حکمرانان محلی و مخصوصا مرکز امرایی از سلسله آل بویه بود، ولی روی هم رفته، در این زمان اهمیت سیاسی و نظامی برجسته ای نداشت، اگرچه با وجود دوره های انحطاط موقتی، اهمیت تجاری و صنعتی خود را حفظ کرده بود".

ابن حوقل، جغرافیدان قرن چهارم دوران اسلامی در کتاب صوره الارض می نویسد "همدان شهری بزرگ و زیبا و دارای نهرها و درختان و توابع پهناور و غلات است. در این شهر، گروهی از اهل ادب و دانش و مروت مقیمند. در آنجا، قیمتها ارزان است و گوسپند و لبنیات و پنیر و انواع کالاهای بازرگانی از قبیل زعفران، فراوان یافت می شود. مساحت همدان یک فرسخ در یک فرسخ است و حصار و ربض و چهار درب آهنی دارد. بناهای شهر از گل است و کشتهای آبی و دیمی فراوان دارد".

اصطخری، دیگر جغرافیدان سده چهارم ه.ق. در کتاب مسالک و الممالک خود از معدن قلع در حوالی همدان و قماشهای متنوع و کفشهای خوبی که در آنجا ساخته می شود، سخن به میان آورده است.

یعقوبی، در کتاب البلدان آورده که آب آشامیدنی مردم همدان از چشمه ها و رودخانه هایی است که در زمستان و تابستان جریان دارند و برخی از آنها تا شوش و اهواز جاری می شوند.

مقدسی در سده چهارم هجری در کتاب احسن التقاسیم خویش درباره همدان چنین نوشته که "همدان، بهترین آب و سبکترین هوا را دارد. سرزمین گسترده با نهرهای پر آب و درختان سر در هم و میوه های گوناگون و مردان جنگنده بسیار دارد. آتش در همدان گرما ندارد و سرمای آن درد بی درمان است. همدان امروز چندان آباد نیست و شهر ری بهتر و پر جمعیت تر و آبادتر از آن است. از همدان و بخشهایش، پارچه، زعفران، روباه، سمور و پنیر صادر کنند". او همچنین می گوید همدان سه ردیف بازار داشته که مسجد جامع در یکی از آنها بوده و ساختمانی کهن داشته است.

یاقوت حموی که کتاب خود را در اوائل سده هفتم هجری و اندکی پیش از ویرانی همدان به دست مغولان در سال 617 ه.ق. به رشته تحریر درآورده، نوشته که "همدان، بیست و چهار رستاق دارد که همگی از توابع همدان هستند".

حمدالله مستوفی، مورخ و جغرافیدان سده هشتم هجری در کتاب نزهه القلوب عنوان می دارد "همدان در اول شهری سخت بزرگ بوده و دو فرسخ طول داشته و در آن، قلعه ای گلین است در میان شهر که شهرستان خوانند. هوایش سرد، آبش گوارنده از کوه الوند و در اندرون شهر، چشمه ها بسیار است. غله فراوان در آنجا خیزد".

در کوه های جاده همدان به تویسرکان، کتیبه های گنجنامه (یا جنگنامه) قرار دارند. ابن فقیه همدانی در کتاب اخبارالبلدان عنوان می دارد "در همدان، خرسنگی شگرف هست در جایی که به آن تبنابر گویند؛ در دامنه کوه که در آن دو طاقچه چهارگوشه به اندازه هم، بالاتر از زمین کنده شده است و در هر طاقچه، چون هیات لوح ها، بیست رده خط تراشیده شده است. این خط نگاشته ای است که به آن کشتج می گویند". وی همچنین اشاره می نماید که در سه فرسخی همدان (که البته مشخص نشده در کدام طرف و در نقشه ها نیز اثری از آن یافت نمی شود) و در قریه جوهسته، خرابه های قصر قدیم بهرام گور (شاهنشاه ساسانی) قرار داشت که تماما از یک پارچه سنگ است و در آن، حجره ها و درها و غرفه ها کنده شده و در هر گوشه آن تصویر کنیزکی است و در یک رویه ساختمان، کتیبه ای به زبان پارسی قدیم موجود است که از کشورگشایی های پادشاهان گذشته ایران حکایت می کند.

  • اقوام ساکن در شهر همدان:

از حدود سه هزار سال پیش که همدان پایتخت پادشاهی ماد و سپس پادشاهی پارس بوده، سکنه اصلی شهر همدان را مادها و پارس ها تشکیل داده اند. البته این دو تیره از ایرانیان، قرابت نژادی و زبانی فراوانی دارند و در واقع از یک قوم محسوب می شوند. در دوره‌های بعد، استقرار گروه‌های لر، لک (که برخی پژوهشگران، آنها را انتقالی میان لرها و کردها می‌دانند)، کردهای جنوبی و اورامی و ترک‌زبانان (به‌ویژه ترک‌های آذربایجانی) در نواحی پیرامونی همدان گزارش شده است. طایفه‌های لک و لر در جنوب و جنوب‌غرب استان حضور تاریخی دارند و گروه‌های کرد در شمال‌غرب و غرب استان ساکن‌ هستند. بخش‌هایی از استان همدان، به ‌ویژه در مناطق کبودرآهنگ و رزن، کانون استقرار ترک‌زبانان آذربایجانی بوده است.

زبان رایج این شهر در دوره باستان، زبان پارسی همدانی بوده که از شاخه زبانهای شمال غربی ایران محسوب می شده و به گویش های آذری، کردی، گیلکی و امثالهم شباهت زیادی داشته است. البته امروزه استفاده از آن گویش منسوخ شده و ساکنین همدان، از پارسی معیار با لهجه همدانی استفاده می کنند. هم اکنون، زبان غالب شهری همدان، فارسی با گویش محلی است که سطحی از نفوذ واژگانی و آهنگی ترکی و لری دارد. در گذشته، گویش‌های مادی در روستاهای پیرامون شهر رواج داشته‌اند که امروزه تنها بقایایی از آنها در واژگان محلی دیده می‌شوند.

 

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

موسسه فرهنگی رادنواندیش

 

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: