هزارک -
نگاهی به اقوام، فرهنگ ها و تمدن های قاره آمریکا در دوران پیشاکلمبی:
بطور کلی، بومیان ساکن آمریکای شمالی موفق به ایجاد تمدن بارزی نشدند و بیشتر به شکل ابتدایی زندگی می کردند، حال آنکه ساکنان آمریکای مرکزی و جنوبی، تمدن های بزرگ و مهمی را برپا نمودند. در واقع، تمدن های شناخته شده قاره آمریکا، عمدتا در نواحی جنوبی آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و دشت های نه چندان پهناور حد فاصل کرانه های خاوری اقیانوس آرام و دامنه های رشته کوه آند، در بخش باختری آمریکای جنوبی، شکل گرفتند.
در ادامه، به معرفی تعدادی از مهمترین تمدن های قاره آمریکا خواهیم پرداخت.
تمدن های آمریکای شمالی:
در دوران پیشاکلمبی، بر خلاف آمریکای مرکزی و جنوبی که کانون شکل گیری تمدن هایی بزرگ و کهن در قاره آمریکا بودند، در آمریکای شمالی تمدن مهمی توسعه نیافت و سرخ پوستان این مناطق، عمدتا به شکل بدوی یا نیمه بدوی زندگی می کردند. این گروه از سرخ پوستان، بیشتر شکارگر-خوراک جو بودند و البته به شکل محدود به کشاورزی نیز می پرداختند.
با این وجود، برخی تمدن های کوچک و فرهنگ هایی جزئی در دوران پیشاکلمبی در این بخش از قاره آمریکا شکل گرفت که در ادامه به شرح برخی از بارزترین آنها خواهیم پرداخت.
پشته سازان:
پشته سازان(Mound Builders) ، نامی برای اشاره به گروههای مختلفی از مردم سرخ پوست پیشاتاریخ در آمریکای شمالی است که طی مدت پنج هزار سال، بنا به دلایل مذهبی، آیینی، تدفینی و مسکونی، در محل هایی مختلف به ساخت تپههایی خاکی میپرداختند.
امروزه هزاران عدد از اینگونه پشته ها در سراسر نیمه شرقی ایالات متحده پراکنده هستند. برخی از این پشته ها شبیه تپه هایی کوچکند و بالای آنها مسطح یا گرد است. برخی از آنها نیز به شکل حیواناتی همچون پلنگ، عقاب، مار، گوزن، گرگ و گاومیش کوهان دار ساخته شده اند.
تقریبا همه این پشته ها گورستان هستند و اسکلت های فراوانی در آنها پیدا شده است. آثاری از قبیل دست افزارها و تکه شکسته های سفالی، تندیس های کوچک و خرده های زیورآلات و چپق هایی با کنده کاری های زیبا نیز در این تپه ها یافت شده اند.
پژوهشگران تاریخ ابتدا گمان میکردند که تمام این پشتهها توسط یک قوم سرخپوست ساخته شده اند و نام آن قوم را "پشته ساز" گذاشتند، ولی امروزه مشخص شده که اقوام گوناگونی از سرخ پوستان، در زمان های مختلف این پشته ها را ساخته اند. تاریخ برپایی برخی از این تپه ها به پنج هزار سال پیش میرسد و برخی حتا پس از تشکیل مهاجر نشین های آمریکایی ساخته شده اند.
تمدن میسیسیپی:
تمدن میسیسیپی یکی از تمدن های دوران پیشاکلمبی است که در فاصله سده های هشتم تا پانزدهم میلادی در مرکز و شرق ایالات متحده آمریکای امروزی و در حاشیه رودخانه میسیسیپی برپا بود. برخی سرخپوستان نواحی شرقی ایالات متحده همچون "چروکی" ها، از بازماندگان بنیانگذاران این تمدن هستند. با وجود یافته شدن مجسمه هایی سنگی از انسان هایی نشسته، اطلاع چندان دیگری از نمادها و فرهنگ این تمدن در دست نیست.
مردم آناسازی یا پوئبلو:
مردمان باستانی آناسازی، اعضای یک تمدن باستانی در آمریکای شمالی بودند که در خانههایی خشتی موسوم به پوئبلو سکونت داشتند (واژه اسپانیایی پوئبلو به معنی "روستا" میباشد). مردم آناسازی بزرگترین پوئبلوها را بنا کردند. به زبان ناواهو، واژه "آناسازی" به معنای "مردمان باستانی" یا "دشمنان باستانی" است و به همین دلیل، امروزه نوادگان آنها ترجیح می دهند تحت عنوان "پوئبلوهای نیاکانی" نامیده شوند. ایشان در منطقه ای موسوم به "چهار گوش" (محل تلاقی ایالتهای یوتا، کلرادو، آریزونا و نیومکزیکوی امروزی) که ناحیه ای مرتفع و بد آب و هوا در جنوب غربی آمریکای شمالی است، ساکن بودند و شهرتشان عمدتا ناشی از خانه های چند طبقه و صخره ای شگفت انگیزشان می باشد.
مردم پوئبلو کشاورز بودند و به کشت ذرت، لوبیا و کدو میپرداختند و مهارت بالایی نیز در سفالگری داشتند. بررسی های باستانشناسی نشان می دهد که از سال 1276 تا 1299 میلادی، خشکسالی طولانی و شدیدی منطقه سکونت این مردم را فرا گرفت و منابع آب، غلات و حیوانات را از بین برد. در پی این تغییرات اقلیمی و فشارهای محیطی، مردم این تمدن در حدود سال 1300 میلادی خانه های خود را ترک کردند و به سمت مناطق جنوبی تر (مانند حوزه رودهای ریوگرانده و لیتل کلرادو) مهاجرت کردند و با دیگر قبایل آمیخته شدند. سرخپوستان پوئبلوی ساکن ایالت های نیومکزیکو و آریزونای امروزی، از اعقاب آنان هستند.
نخستین کاشفان اسپانیایی در سال 1539 میلادی وارد سرزمین پوئبلو شدند. در سال 1598 میلادی، اسپانیاییها مستعمره نیومکزیکو را بنیان نهادند و "سانتافه" را به عنوان پایتخت آن برگزیدند. اسپانیاییها خوردنی های جدیدی مانند گندم و هلو و نیز حرفه های جدیدی همچون پشم ریسی و بافندگی را برای این مردم به ارمغان آوردند و مبلغان مسیحی کوشیدند که اعتقادات قوم پوئبلو را تغییر دهند. با این حال، قوم پوئبلو در سال 1680 میلادی علیه حاکمان اسپانیایی شوریدند و طی آن، به اسب دست یافتند. در سال 1692 میلادی، اسپانیاییها دوباره بر قوم پوئبلو مسلط شدند، ولی قوم پوئبلو از طریق مقاومت منفی، شیوه زندگی خود را ادامه داد.
قبایل معروف سرخ پوستان آمریکای شمالی:
از آنجایی که در آمریکای شمالی تمدن چشمگیری بروز و ظهور نیافته بود، مردم آن نواحی عمدتا بر هویت قبیله ای خویش متکی بودند. در ادامه، به معرفی تعدادی از قبایل مشهور سرخ پوست آمریکای شمالی خواهیم پرداخت.
قبیله "سو" (Sioux): سو نام دستهای از سرخ پوستان آمریکای شمالی است. واژه سو، هم برای اشاره به نام این قبیله و هم برای زبان متداول اعضای آن به کار می رود. اعضای قبیله سو بر اساس گویش و تفاوت فرهنگیشان به سه زیرشاخه اصلی تحت عناوین "تتون" (یا "لاکوتا")، "ایسانگاتی" و "ایهانکتونگوانگ" تقسیم می شوند.
سرخپوستان سو، امروزه در ایالت های داکوتای شمالی و جنوبی، مونتانا، مانیتوبا، مینه سوتا، نبراسکا و جنوب استان ساسکاچوان کانادا سکونت دارند.
قبیله "شاین" (Cheyenne): شاین نام یکی از قبیلههای آمریکای شمالی است. آنها شامل دو قبیله از بومیان آمریکایی ساکن دشتها به نامهای "سوتائو" و "تسهتهسهتساهی" بودند. این قبایل در اوایل سده نوزدهم میلادی با یکدیگر ادغام شدند. امروزه، مردم شاین به دو ملت به رسمیت شناخته شده فدرال تقسیم شده اند که شامل شاین جنوبی (که در قبایل شاین و آراپاهو در اوکلاهما به ثبت رسیدهاند) و شاین شمالی (که در منطقه رزرو شده سرخپوستان شاین شمالی در مونتانا ثبت شده اند)، می باشند. زبان شاینی آنها از خانواده زبانهای آلگونکیان است. شاین ها فرهنگ و زبانی مخصوص به خود دارند. اقتصاد آنها بر پایه جمع آوری برنج وحشی و شکار (به ویژه شکار بوفالو) بنا نهاده شده بود. برجسته ترین روستای باستانی شاین، دهکده "بیسترفلد" است که در شرق داکوتای شمالی و در امتداد رودخانه "شین" قرار دارد.
در طی چهارصد سال گذشته، شاینها محل زندگی خود را از جنگل های منطقه دریاچه های بزرگ، به دشت های جلگه ای شمالی تغییر دادند و در اواسط قرن نوزدهم، دولت آمریکا آنها را به مناطق رزرو شده کوچ داد. هنگام نخستین رویارویی آنها با اروپائیان در قرن شانزدهم، شاینها در منطقه ای زندگی میکردند که امروزه بخشی از ایالت مینه سوتا است. آنها متحدان نزدیک آراپاهو بودند و پیوندهای سستی نیز با مردم لاکوتا داشتند. تا اوایل سده هجدهم میلادی، آنها توسط قبایل دیگر به سمت غرب رانده شده، از رود میزوری عبور کرده و وارد مناطق داکوتای شمالی و جنوبی شده بودند و در آنجا، فرهنگ اسب پروری را اقتباس کردند. پس از سکونت در مناطق بلک هیلز داکوتای جنوبی و منطقه "پودر ریور" ایالت های مونتانا و وایومینگ در دهه 1730 میلادی، فرهنگ اسب پروری را به مردم لاکوتا نیز آموزش دادند.
قبیله آپاچی (Apache): آپاچی نام گروهی از ساکنان ایالت های جنوب باختری آمریکا است. واژه آپاچی به معنای "مرد جنگجو" می باشد. تعداد آپاچی ها در اواخر سده بیستم میلادی حدود بیست و دو هزار نفر بود. در گذشته، آپاچی ها از طریق شکار گاومیش، برداشت گیاهان وحشی، کشت ذرت و حمله به سایر قبایل در غرب آمریکا، امرار معاش میکردند.
آپاچی ها که از لحاظ فرهنگی به آپاچی های غربی و شرقی تقسیم میشدند، همراه همسایگان خود، از جمله قبیله ناواهو، بازمانده های سرخپوستان آتاباسکی زبان به شمار میروند که در سال 1000 میلادی، از کانادا به جنوب باختری ایالات متحده کوچ کردند. در سده های هجده و نوزده میلادی، آپاچی ها به "جنگجویان سوارکار" شهرت داشتند. ایشان شدیدترین نبردهای سرخ پوستان علیه سفیدپوستان آمریکا را در سال 1861 میلادی آغاز کردند. در فاصله سالهای 1871 تا 1873 میلادی، شمار زیادی از آپاچی ها تسلیم و به قرارگاه هایی در آریزونا فرستاده شدند، ولی شمار زیادی نیز از مستقر شدن سر باز زدند و تا سال 1886 میلادی که جنگجویان باقیمانده تسلیم شدند، نبرد آنها با سفیدپوستان ادامه یافت. به تدریج، آپاچی های شرقی در قرارگاه نیومکزیکو و آپاچی های غربی در قرارگاه های مرکز شرقی آریزونا مستقر شدند.
قبیله کومانچی (Comanche): کومانچی نام یک قبیله سرخپوست دشتی است که قلمرو تاریخی آنان به نام "کومانچریا"، شامل ایالات امروزی نیومکزیکو، جنوب کلرادو، جنوب غربی کانزاس، غرب اوکلاهوما و قسمت اعظم شمال غربی تگزاس می شد.
دولت فدرال آمریکا کومانچی ها را رسما با نام "ملت کومانچی" به رسمیت شناخته است (Comanche Nation). مرکز ملت کومانچی، شهر "لاوتون" واقع در ایالت اوکلاهوما است. امروزه ملت کومانچی دارای حدود پانزده هزار عضو است که تقریبا نیمی از آنها در ناحیه اطراف شهر لاوتون، فورت استیل و نواحی اطراف جنوب باختری اوکلاهوما زندگی میکنند.
قبیله ناواهو (Navajo): ناواهو یکی از بزرگترین قبایل سرخپوست ایالات متحده آمریکاست. ملت ناواهو با حدود چهارصد هزار عضو قبیله ای ثبت شده، بزرگترین قبیله به رسمیت شناخته شده در آمریکا است. ملت ناواهو دارای بزرگترین منطقه اختصاصی سرخپوستی در این کشور است که مساحتی بالغ بر هفتاد هزار کیلومتر مربع در آریزونا، یوتا و نیومکزیکو دارد. بیش از سه چهارم جمعیت ثبت شده ناواهو در دو ایالت آریزونا و نیومکزیکو زندگی می کنند. در سراسر این منطقه به زبان ناواهو تکلم میشود. البته بیشتر ناواهوها به زبان انگلیسی هم صحبت میکنند.
بنا بر افسانه های باستانی اقوام ناواهو، اجداد این قوم با ستاره نشین هایی که با سپرهای پرنده به زمین آمدند، دیدار داشتند و ستاره نشین ها همواره راهنمای این قبایل بوده اند.
قبیله اوسیج (Osage): قبیله یا ملت اوسیج، قبیلهای از بومیان آمریکا در غرب میانه و در دشت های بزرگ هستند. این قبیله در حدود سال هفتصد پیش از میلاد، در کنار سایر گروه های خانواده زبانی خود، در میان دره های رودخانه های اوهایو و میسیسیپی حضور داشتند. آنها پس از قرن هفدهم میلادی به غرب مهاجرت کردند و در نتیجه حمله ایروکواها به دره اوهایو، به نزدیکی محل تلاقی رودخانههای میسوری و میسیسیپی رفتند و شکارگاه های جدیدی در این منطقه یافتند.
در اوایل سده نوزدهم میلادی، اوسیج به قدرت غالب در منطقه تبدیل شده بود و قبایل همسایه از آن می ترسیدند. آنها عشایر بودند و به شکار بوفالوهای وحشی و کشاورزی وابسته بودند.
یک نقاش قرن نوزدهم به نام جورج کاتلین، اوسیج ها را به عنوان "بلندقدترین نژاد مردان در آمریکای شمالی، اعم از سرخپوست یا سفیدپوست، که بسیاری از آنها شش و نیم تا هفت فوت هستند"، توصیف کرده است. یک میسیونر مذهبی به نام "آیزاک مک کوی" نیز اوسیج را "ملتی غیر معمول خشن، شجاع و جنگجو" توصیف کرده و گفته که آنها "بهترین سرخپوستانی بودند که در غرب دیدم".
قبیله چروکی (Cherokee): چروکی نام یکی از قبایل سرخپوست آمریکا است که پیش از ورود اروپائیان، در مناطق خاور و جنوب خاوری آمریکا زندگی می کردند، ولی پس از آن مجبور شدند به دشت "اوزارک" کوچ نمایند.
چروکی یکی از قبایلی بود که اصطلاحا جزو پنج قبیله متمدن آمریکا طبقه بندی می شد.
قبایل پنجگانه متمدن (Five Civilized Tribes): قبایل پنجگانه متمدن، اصطلاحی برای توصیف پنج گروه از اقوام سرخ پوست آمریکایی شامل "چاکتو"، "کریک"، "چیکاسو"، "چروکی" و "سمینول" بود که در بخش جنوب خاوری آمریکای امروزی سکونت داشتند. این اقوام از آن جهت متمدن شمرده می شدند که کشاورز بودند و در شهرک هایی ثابت زندگی می کردند. آنها نوعی حکومت دموکراتیک داشتند و بسیاری از شیوه های زندگی اروپایی از جمله لباس آنها را پذیرفته بودند. چروکی ها حتا جاده، مدرسه و کلیسا نیز می ساختند و روزنامه ای نیز به خط خود منتشر می کردند. این اقوام از سال 1838 میلادی به اجبار به سرزمین سرخپوستی منتقل شدند. در سال 1906 میلادی،"کمیسیون داوز"، گروه هایی که حق بهره مندی از تخصیص زمین را داشتند، تعیین نمود و فهرست نهایی قبیله های پنجگانه متمدن را تهیه کرد. امروزه برای استفاده از این حق، هر فرد سرخپوست باید بتواند ثابت کند از تبار یکی از آن پنج قومی است که نامشان در فهرست نهایی کمیسیون داوز قرار دارد.
تمدن های آمریکای جنوبی (تمدن های آند):
تمدن های آمریکای جنوبی یا تمدن های آند، مجموعه ای از تمدن ها هستند که میان نوار ساحلی اقیانوس آرام و دامنه های رشته کوه آند و عمدتا در دره ها و سواحل کشور کنونی پرو، واقع در آمریکای جنوبی، توسعه یافتند. از مشخصات مهم تمدن های آند، عدم استفاده آنان از چرخ و پول بود. همچنین زبان نوشتاری یا خط در میان آنها رواج نداشت و تنها، وسیله ای متشکل از رشته نخ هایی گره خورده و رنگی به نام "کیپو" برای انتقال اطلاعات در جوامع آنان مورد استفاده قرار می گرفت که هنوز مشخص نیست آن رشته نخ ها فقط برای ثبت داده های عددی کاربرد داشتند و یا جهت نوشتن حروف نیز از آنها استفاده می شد. با این حال، تمدن های آند از لحاظ معماری و پارچه بافی، وضعیتی توسعه یافته داشتند.
در حوزه امور کشاورزی، منطقه آند فاقد دسترسی به غلاتی همچون گندم و برنج و جو و امکان کاشت آنها بود، ولی گیاهان مهم دیگری در آن منطقه کشت می شدند که از جمله آنها می توان به سیب زمینی، گوجه فرنگی، کینوا، پنبه، کوکا، تنباکو، آناناس، بادام زمینی و انواع گوناگونی از لوبیا اشاره نمود.
در حوزه دامپروری نیز منطقه آند از جانوران بزرگی مانند اسب و گاو که به سادگی اهلی می شدند و در امور کشاورزی نیز به کار می آمدند، بی بهره بود و تنها پرورش لاما (نوعی شتر بی کوهان بومی قاره آمریکا) و خوکچه هندی در آنجا رواج داشت.
تمدن نورته چیکو:
قدیمی ترین تمدن شناخته شده در منطقه آند و کل قاره آمریکا، تمدن بزرگ و باستانی "نورته چیکو" بود که در حدود امروزی کشور پرو قرار داشت. این تمدن از حدود سه هزار سال تا هزار و هشتصد سال پیش از میلاد، یعنی نزدیک به هزار و دویست سال، برقرار بود. چنین بر می آید که این تمدن به سفالگری، خط و هنر دست نیافته بود، لیکن معماری شگفت آور و پیشرفته ای داشت. رشته نخ های کیپو که برای انتقال اطلاعات به کار می رفت را نیز از ابداعات این تمدن می دانند.
تمدن چاوین:
با افول تدریجی تمدن نورته چیکو، تمدن "چاوین" جایگزین آن شد. برخی باستانشناسان، پیدایش تمدن چاوین را از ارتفاعات کشور امروزی پرو و در حدود هزار و پانصد سال پیش از میلاد می دانند، ولی دوران اوج این تمدن، مربوط به حدود سال های نهصد تا دویست پیش از میلاد بوده است. آثار هنری تمدن چاوین سبک متمایزی داشت و عمدتا به شکل مجسمه های سنگی، بناهای سنگی و سنگ نگاری بود. از دیگر هنرهای متداول تمدن چاوین نیز می توان به گلدان هایی با نقش برجسته گربه سانان اشاره نمود که در مراکز آئینی این تمدن مورد استفاده قرار می گرفتند. طلا نیز در تمدن چاوین شناخته شده بود و آثار طلاکاری شده فراوانی از منطقه زندگی چاوین ها به دست آمده است. همچنین، با آنکه از باورهای مردم چاوین اطلاعات زیادی در دست نیست، لیکن برخی از الهه های اینکاها، همان خدایان اساطیری چاوین بوده اند.
امپراتوری اینکا:
همزمان و پس از تمدن چاوین، تمدن ها و فرهنگ های دیگری همچون "نازکا"، "موچه"، "چاچاپویا"، "واری"، "تیواناکو" و "چیمو" در منطقه آند توسعه یافتند تا اینکه از سال 1438 میلادی، امپراتوری "اینکا" به طور رسمی تشکیل گردید. این امپراتوری در بیشترین گستره خویش، کشورهای امروزی پرو، اکوادور، بولیوی و بخش هایی از شیلی، آرژانتین و کلمبیا را در بر می گرفت.
از آنجایی که اینکاها نیز به مانند سایر اقوام و تمدن های ساکن منطقه آند فاقد خط بودند، از تاریخ و منشا این قوم منبع مکتوبی در دست نیست، ولی گمان می رود قبایل اینکا که در حوالی دریاچه "تی تی کا کا" زندگی می کردند، در سده دوازدهم میلادی، سرزمین های مجاور را تسخیر نمودند و با بنای شهر "کوسکو"، تمدن اینکا را بنا نهادند.
واژه اینکا به معنای "خدای روی زمین" است که در واقع به طبقه حاکمان و اشراف این قوم اشاره داشت، ولی از سده شانزدهم میلادی و در متون تاریخی اسپانیایی ها، این نام به تمام افراد قوم تعمیم یافت. نام بومی این امپراتوری، "تاوانتین سویو" بود که به معنای "چهار سرزمین" می باشد و از چهار منطقه تحت عناوین "چینچاسویو" در شمال، "آنتی سویو" در شرق، "کولاسویو" در جنوب و "کونتی سویو" در غرب تشکیل یافته بود. در مرکز و محل تلاقی این چهار سرزمین، شهر "کوسکو" قرار داشت که پایتخت امپراتوری اینکا محسوب می شد. تمدن اینکا در آغاز تنها یک دولت-شهر کوچک شامل شهر کوسکو و نواحی پیرامون آن بود، ولی در سده پانزدهم میلادی، نهمین امپراتور اینکا به نام "پاچاکوتی"، قلمرو اینکا را بسیار گسترش داد و دولت-شهر کوسکو را به یک امپراتوری تبدیل کرد.
زبان رسمی مردم اینکا، "کچوا" بود، ولی زبان های دیگری همچون "آیمارا"، "پوکینا"، "جاکی"و "موچیک" نیز میان آنان رواج داشت.
با آنکه امپراتوری اینکا نیز همچون دیگر تمدن های آند با محدودیت هایی مانند فقدان خط و چرخ مواجه بود، لیکن زندگی اجتماعی پیشرفته ای در آن جریان داشت. دولت اینکا، شهروندان خود را از حداقل امکانات بهره مند می ساخت و همه افراد موظف بودند روی زمین هایی که دولت در اختیار آنها قرار داده، کار کنند و مالیات بپردازند. افراد سالم جامعه می بایست به افراد معلول و ناتوان یاری برسانند و به آنها در کشت و زرع کمک نمایند. ازدواج برای مردان در سن بیست و چهار سالگی و برای دختران در سن هجده سالگی الزامی بود. دولت اینکا شبکه ای گسترده از جاده ها را فراهم ساخته بود و انبارهایی برای ذخیره سازی مواد غذایی تدارک دیده بود. نوع نظام اقتصادی اینکاها سبب شده که از آن امپراتوری تحت عنوان یک نظام کمونیستی یاد شود.
امپراتوری اینکا نهایتا در سال 1532 میلادی، بر اثر هجوم فرانسیسکو پیزارو و کمتر از دویست تن از سربازانش به ارتش هشتاد هزار نفری اینکاها در نبرد کاخامارکا که به دستگیری و سپس قتل واپسین امپراتور اینکا (آتاهوالپا) و شکست آن ارتش پرشمار انجامید، فرو پاشید و سرزمین های آن، به تملک اسپانیایی ها درآمد.
گردآوری و تنظیم:
فرید نوبخت حقیقی
موسسه فرهنگی رادنواندیش