|

تاریخچه قاره آمریکا و اقوام ساکن در آن (بخش یکم، تاریخ قاره آمریکا )

ﺳﻪشنبه, 05 آبان,1405 - 08:46
قاره آمریکا، پهنه گسترده ای از خشکی واقع در نیمکره غربی کره زمین است که در باختر اقیانوس اطلس و خاور اقیانوس آرام قرار دارد.
تاریخچه قاره آمریکا و اقوام ساکن در آن (بخش یکم، تاریخ قاره آمریکا )

هزارک -

 

مقدمه:

قاره آمریکا، پهنه گسترده ای از خشکی واقع در نیمکره غربی کره زمین است که در باختر اقیانوس اطلس و خاور اقیانوس آرام قرار دارد. مساحت این قاره حدود پنجاه و دو و نیم میلیون کیلومتر مربع و جمعیت آن بیش از یک میلیارد نفر است.

قاره آمریکا، از نظر جغرافیای سیاسی، به سه بخش آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی تقسیم می‌شود؛ حال آنکه به لحاظ جغرافیای طبیعی، آمریکای مرکزی صرفا ادامه و بخشی از آمریکای شمالی است. کانال پاناما، آمریکای شمالی و جنوبی را از یکدیگر جدا می سازد.

از مهمترین ساختارهای طبیعی این قاره می توان به رشته کوه راکی و دریاچه سوپریور (بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان) در آمریکای شمالی، خلیج مکزیک و دریای کارائیب در آمریکای مرکزی و رشته کوه آند و جنگل آمازون در آمریکای جنوبی اشاره نمود.

هم اکنون، زبان مردم آمریکای شمالی عمدتا انگلیسی است و تنها در بخشهایی از مناطق شرقی کانادا، زبان فرانسوی نیز رواج دارد؛ ولی زبان رسمی در سراسر آمریکای مرکزی و جنوبی (به جز کشور برزیل در آمریکای جنوبی که زبان آن پرتغالی و کشور بلیز در آمریکای مرکزی که زبان آن انگلیسی است)، زبان اسپانیایی می باشد و از همین رو، مجموعه آمریکای مرکزی و جنوبی، آمریکای لاتین نیز نامیده می شود.

از زمان کشف قاره آمریکا در انتهای سده پانزدهم میلادی، این سرزمین پهناور به سان یک ظرف بزرگ اختلاط نژادی عمل نموده و از ترکیب بومیان آن قاره که هزاره ها در انزوا و به دور از دنیای شناخته شده قدیم زندگی می کردند، استعمارگران و مهاجران اروپائی، آفریقایی تبارهایی که به عنوان برده بدانجا برده شدند و آسیایی ها و آفریقایی هایی که به خواست خود به قاره آمریکا مهاجرت نمودند، نژادهایی که اصطلاحا دورگه یا چندرگه یا رنگین پوست نامیده می شوند، پدیدار گشتند. در دوران نوین نیز مردمانی از سراسر جهان به ایالات متحده آمریکا و کانادا که اساسا کشورهایی مهاجرپذیر هستند روی آورده و جوامعی چند ملیتی ایجاد نموده اند که در ادامه بحث، به این موضوع پرداخته خواهد شد.

تاریخ قاره آمریکا:

نخستین انسانها در قاره آمریکا:

انسان امروزی، موسوم به انسان خردمند (Homo Sapiens)، حدود دویست هزار سال پیش در شرق آفریقا تکامل یافت و پس از حدود هزار سده اقامت در همان مناطق، از حدود یکصدهزار سال پیش از آفریقا خارج شد و در سراسر منطقه اوراسیا پراکنده گشت. از حدود سی تا بیست هزار سال پیش، گروه هایی کوچک از انسانها که در مناطق شرقی آسیا سکونت داشتند، تدریجا جهت دستیابی به زیستگاه های جدید و شکار جانورانی بزرگ همچون ماموت (Mammoth)، گوزن شمالی (Caribou) و گاومیش کوهاندار (Bison)، از تنگه برینگ (Bering)، مابین منتهی الیه شمال شرقی آسیا در منطقه سیبری و منتهی الیه شمال غربی آمریکا در منطقه آلاسکا عبور کردند و به قاره آمریکا گام نهادند. پس از این جابجایی های آهسته و منقطع که در دوره ای ده تا پانزده هزار ساله اتفاق افتاد، از حدود شانزده هزار سال پیش، روند این مهاجرت شتاب بیشتری گرفت و گروه های بزرگتری از انسانها به مناطق شمالی و در ادامه به مناطق جنوبی قاره آمریکا راه یافتند و جمعیت انسانها در این سرزمین افزایش یافت. با این وجود، گروه های مزبور از مناطق اوراسیا و آفریقا جدا ماندند و به مدت حدود پانزده هزار سال، در انزوا، به تشکیل جوامع انسانی و تاسیس روستاها و شهرها و فرهنگ و تمدن خاص خود همت گماشتند.

بدین ترتیب، به مدت چندین هزاره، وجود قاره آمریکا، ساکنان و فرهنگ و تمدن آنان، برای انسانهای دنیای قدیم ناشناخته باقی ماند. در این مدت، نژادهایی ویژه، تمدن هایی برجسته و فرهنگ و آداب و رسومی خاص در قاره آمریکا شکل گرفت که پس از کشف، موجب حیرت و شگفتی کاشفان و ساکنان دنیای قدیم گشت.

کشف قاره آمریکا:

در سال 1001 میلادی، دریانوردی ایسلندی به نام لیف اریکسون که در آب های اقیانوس اطلس شمالی مشغول کشتیرانی بود، گرفتار توفان شد و از مسیر خود منحرف گشت و به شکلی اتفاقی، به سمت غرب گرینلند رفت و احتمالا به منطقه نیوفاندلند که امروزه بخشی از کشور کانادا محسوب می شود، رسید. او همچنین در طول خط ساحلی پیش رفت و جزایری که گمان می رود جزایر لابرادور و بافین امروزی بوده اند را یافت. او در نیوفاندلند که نام "وینلند" را بر آن نهاده بود، سکونتگاهی برپا ساخت که تا چندین سال پس از آن، گروه هایی از وایکینگها و مردم نورس (ساکنین مناطق اسکاندیناوی / Norse) بدانجا رفت و آمد می کردند، ولی برای مدتی طولانی در آنجا نماندند و بار دیگر آن مناطق خالی از ساکنان اروپائی شد.

با این حال، کشف اصلی قاره آمریکا در سال 1492 میلادی و طی سفرهای اکتشافی "کریستف کلمب"، رقم خورد. او که اصالتا اهل شهر جنوا در ایتالیا بود، در سال 1492 میلادی با ناوگانی متشکل از سه کشتی، از طرف پادشاهی کاستیل (بخشی از اسپانیای کنونی) ماموریت یافت تا به جای حرکت به سمت جنوب اقیانوس اطلس و دور زدن دماغه "امید نیک" در جنوبی ترین نقطه قاره آفریقا و سپس حرکت به سمت شرق در اقیانوس هند برای رسیدن به هندوستان، از طریق حرکت در غرب اقیانوس اطلس، راهی نزدیکتر به آن سرزمین بیابد. کریستف کلمب طی سالهای 1492 تا 1502 میلادی، هدایت چهار سفر اکتشافی را بر عهده داشت و در هر چهار سفر، به جزایری در دریای کارائیب رسید. البته او همواره گمان می کرد که به سواحل شرقی هند رسیده و بر این اساس، بومیان آن جزایر را هندی یا ایندین (Indian) نامید و همین مساله سبب شد که این نام، حتا تا به امروز، بر بومیان سرخ پوست قاره آمریکا باقی بماند.

تقریبا به طور همزمان با سفرهای کریستف کلمب، دریانورد و نقشه بردار ایتالیایی دیگری به نام "آمریگو وسپوچی" نیز از طرف دولت اسپانیا عازم چهار سفر اکتشافی به نیمکره غربی زمین شد. او در طی یکی از سفرهای اکتشافی خود در سال 1501 میلادی، به سواحل کشور برزیل امروزی رسید و مدعی شد که خشکی های کشف شده، سواحل شرقی هند نیستند و بخشی از قاره ای جداگانه می باشند و آنجا را "دنیای جدید" نامید. این ادعا، نقشه برداری آلمانی به نام "مارتین والدسیمولر" را واداشت که بر اساس یافته های وسپوچی و دیگر دریانوردان آن زمان، نقشه جدیدی از کره زمین ترسیم نماید و چون آن نقشه عمدتا از داده های  آمریگو وسپوچی به دست آمده بود، نام قاره جدید را "آمریکا" نهاد. نقشه نگاران دیگر آن روزگار نیز همین رویه را در پیش گرفتند و از سال 1532 میلادی، عملا نام آمریکا برای قاره جدید مورد استفاده همگانی قرار گرفت و رسمیت یافت.

استعمار اروپائیان در قاره آمریکا:

اندک زمانی پس از کشف قاره آمریکا، استعمارگران اروپایی با اهدافی همچون گسترش سرزمین های تحت حاکمیت، توسعه تجارت و تبلیغ مسیحیت، رو به سوی دنیای جدید نهادند و استثمار جوامع بومی و غارت منابع ایشان را آغاز نمودند. در سالهای آغازین پس از کشف قاره آمریکا و تقریبا تا اواخر سده شانزدهم میلادی، تنها اسپانیایی ها و پرتغالی ها در قاره جدید حضور داشتند، ولی از سده هفدهم میلادی، کشورهای انگلستان، فرانسه، هلند و روسیه نیز تدریجا بدانها پیوستند و هر کدام، بر بخشی از این قاره جدید پنجه افکندند.

طبق برآوردها، در سده شانزدهم میلادی، حدود دویست و پنجاه هزار اسپانیایی به قاره آمریکا عزیمت نمودند که عمده آنها نظامیان، کاشفان، ماجراجویان و هیات های مذهبی بودند. همچنین، تخمین زده می شود که طی سده های شانزدهم، هفدهم و هجدهم میلادی، مجموعا نزدیک به دو میلیون اسپانیایی جهت سکونت به قاره آمریکا مهاجرت کردند.

اسپانیایی ها و پرتغالی ها عمدتا در آمریکای جنوبی و مرکزی و جزایر دریای کارائیب حضور داشتند، ولی اتباع کشورهای انگلستان، فرانسه و هلند، بیشتر در آمریکای شمالی مستقر شدند. به عنوان مثال، بریتانیایی ها در شهر جیمزتاون واقع در ایالت ویرجینیای امروزی استقرار یافتند و هلندی ها، نیوآمستردام را بنا نهادند (که البته پس از چیرگی بریتانیایی ها بر آنان، نام شهر به نیویورک تغییر نمود). فرانسوی ها نیز عمدتا در مناطق شمال خاوری کشور کنونی کانادا و همچنین اطراف رودخانه می‌سی‌سی‌پی (واقع در ایالت لوئیزیانای جنوبی امروزی) سکنا گزیدند. اسپانیایی ها، علاوه بر حضور پررنگ در آمریکای مرکزی و جنوبی، در مناطق جنوبی آمریکای شمالی و در ایالت فلوریدای امروزی نیز ساکن شدند و مقاصد استعماری خویش را دنبال نمودند.

رقابت و درگیری کشورهای اروپایی با یکدیگر، سبب شد که مناطق مختلف قاره آمریکا بارها میان آن کشورها دست به دست شوند و بر این اساس، نقشه ثابتی از حضور اروپائیان در قاره آمریکا وجود ندارد؛ با این وجود، همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، اسپانیایی ها عمدتا در آمریکای مرکزی و جنوبی و سواحل جنوبی آمریکای شمالی که بیشتر جوامع متمدن قاره آمریکا را در خود جای داده بود، پرتقالی ها در منطقه گسترده ای از بخش های مرکزی آمریکای جنوبی (کشور برزیل امروزی)، بریتانیایی ها در آمریکای شمالی، هلندی ها و فرانسوی ها در آمریکای شمالی و برخی نقاط محدود از سواحل شمالی آمریکای جنوبی و روس ها در شمال باختری آمریکای شمالی (منطقه آلاسکا)، حضور داشتند. این رقابت ها، جدا از منازعات مداومی بود که استعمارگران با بومیان قاره آمریکا داشتند و برای در اختیار گرفتن سرزمین ها و منابع ایشان، جنایات فجیعی نیز مرتکب شدند.

رقابت استعمارگران اروپایی تا اواسط سده هجدهم میلادی به همین ترتیب ادامه داشت؛ ولی پس از شورش مهاجران علیه حکومت بریتانیا در سال 1776 میلادی که به صدور اعلامیه استقلال و تاسیس ایالات متحده آمریکا، متشکل از سیزده ایالت واقع در آمریکای شمالی منجر شد و سپس تلاش های استقلال طلبانه کشورهای مختلف در آمریکای مرکزی و جنوبی طی سده های نوزدهم و بیستم، این روند خاتمه یافت و جغرافیای سیاسی قاره آمریکا به وضعیت کنونی در آمد.

بومیان قاره آمریکا و مناقشات مربوط به نامگذاری آنها:

همانگونه که پیشتر اشاره شد، ساکنین قدیمی قاره آمریکا عمدتا از مردمان شرق و شمال شرقی آسیا بودند که از حدود سی هزار سال پیش به شکل محدود و از حدود پانزده هزار سال پیش به شکل گسترده و پرشتاب، از گذرگاه برینگ عبور کردند و در این قاره سکونت گزیدند. به همین سبب، قرابت نژادی فراوانی مابین زردپوستان شرق آسیا و بومیان قاره آمریکا وجود دارد. ساکنین اولیه قاره آمریکا که تحت عنوان "پالئوایندین" (Paleoindian) یا "سرخ پوستان دیرین" شناخته می شوند، طی هزاران سال زندگی در این قاره، بر اثر کثرت نفوس و نیاز به زیستگاه های جدید، تدریجا رو به سوی جنوب نهادند و نهایتا در سراسر مناطق شمالی تا جنوبی قاره آمریکا پراکنده شدند.

حدود پانصد سال پیش که کریستف کلمب با همراهانش به قاره آمریکا قدم نهاد، گمان می کرد که به سواحل خاوری هند رسیده و از همین رو، بومیان آن مناطق را هندی (Indian) نامید. با آنکه ظرف مدت کوتاهی مشخص شد که سرزمین تازه کشف شده، بخشی از قاره ای جدید است و ساحل خاوری هند نیست، نام هندی بر بومیان آن مناطق باقی ماند و تا سه سده پس از آن نیز منحصرا از همین نام برای بومیان قاره آمریکا استفاده می شد (در زبان پارسی، واژه "سرخ پوست" برای نامیدن بومیان آمریکا متداول بوده و هست). این نام البته برای خود بومیان آمریکا پذیرفته نبود. آنها ترجیح می دادند که با نام ملل یا اقوام اصلی خود مورد خطاب قرار گیرند، ولی از آنجایی که پس از هجوم استعمارگران و مهاجران اروپایی، تمدن ها و حکومت های بومی قاره آمریکا نابود شده و جمعیت آنان نیز بر اثر کشتارهای فراوان و ابتلا به بیماریهای میکروبی منتقل شده از سوی اروپائیان (که هیچ ایمنی طبیعی یا اکتسابی در برابر آنها نداشتند) به شدت کاهش یافته بود، بومیان آن قاره به اقلیت هایی کوچک و حاشیه ای بدل گشته بودند و به عنوان اقوامی مغلوب و مقهور که هیچگونه قدرتی برای اعمال نظر نداشتند، به ناچار این نام را تحمل می کردند. با این وجود، از اواخر سده نوزدهم میلادی، اقوام و جوامع بومی آمریکا که واژه هندی را نژادپرستانه و تحقیرآمیز می دانستند، از طریق تشکل های مدنی حامی حقوق سرخ پوستان تلاش نمودند تا نام رسمی دیگری برای مردم خود برگزینند. در همین راستا، در سال 1902 میلادی، انجمن انسان شناسی آمریکا واژه “Amerindian” که مخفف “American Indian” است را جهت نامیدن بومیان قاره آمریکا مطرح ساخت که البته مورد مناقشه قرار گرفت و هیچگاه به شکل عمومی پذیرفته نشد. از دهه 1970 میلادی، اصطلاحی کلی تحت عنوان “INDIGENOUS” برای بومیان قاره آمریکا رواج یافت و نهایتا در اواخر سده بیستم میلادی، دولت فدرال ایالات متحده، اصطلاح "بومیان آمریکا" (Native American) و دولت کانادا اصطلاح "ملت اولیه" یا "ملت نخستین" (First Nation) را برای سرخ پوستان پیشنهاد دادند و اکنون، عمدتا از این واژگان و اصطلاحات برای نامیدن بومیان قاره آمریکا استفاده می شود.

 

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

موسسه فرهنگی رادنواندیش

 

 

 

 

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: