|

شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی

چهارشنبه, 20 خرداد,1405 - 09:01
شهرنشینی شکل غالب زیست و سکونت بشر را صورت داده و در آینده‌ای نه چندان دور، احتمالا به عنوان تنها شکل زیست انسان‌ها مطرح خواهد بود.
 شهرهای کهن ایران سکونتگاه اقوام ایرانی

هزارک -

 

شهرهای کهن ایران

سکونتگاه

اقوام ایرانی

 

بخش یکم:

 

مقدمه

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

 

به سفارش سایت هزارک

موسسه فرهنگی رادنواندیش

 

اسفند 1404

 

 

 

 

  1. مقدمه:

شهر، در تعریفی کلی، منطقه ای جغرافیایی با جمعیتی مشخص و تراکم بالای جمعیت ساکن در آن است که دارای مرکزیت سیاسی و اداری می باشد و فعالیت اصلی ساکنین آن، اموری غیر از کشاورزی است. شهرها دارای مختصاتی ویژه و مجزا از روستاها هستند و ساکنین آن، عمدتا به فعالیت های اداری، صنعتی و خدماتی اشتغال دارند.

در تاریخ حیات انسان، شهر و شهرنشینی، مفهومی معادل تمدن داشته اند. در واقع، بشر پس از طی دوره های شکارگری و گردآوری غذا، ابتدا یکجانشینی و سکونت در روستاهایی که عمدتا در کنار رودخانه ها و منابع آب واقع بودند را در پیش گرفت و در پایان دوره نوسنگی و آغاز عصر برنز، یعنی از حدود پنج تا شش هزار سال پیش، تدریجا به تاسیس و سکونت در شهرها که نظام سیاسی و اداری شفاف تر و مدون تری نسبت به روستاها داشتند، روی آورد. نخستین نمونه های چنین شهرهایی که بعضی به شکل دولت – شهر و برخی تحت لوای حکومتی مرکزی اداره می شدند، در مناطقی همچون میان رودان، مصر باستان، ایران دوره پیش آریایی و دوره آریایی، برخی نواحی هندوستان، چین، یونان باستان و آمریکای جنوبی پدیدار شدند. با گذر زمان، شهرها هم از نظر تعداد و هم از لحاظ وسعت گسترش یافتند و شهرنشینی به یکی از پدیده های غالب حیات اجتماعی جوامع انسانی تبدیل شد. بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که مازاد محصولات کشاورزی، توسعه شبکه راه ها و تمایل بشر به زندگی دسته جمعی، از مهمترین عوامل پیدایش شهرها هستند.

امروزه، شهرنشینی شکل غالب زیست و سکونت بشر را صورت داده و در آینده‌ای نه چندان دور، احتمالا به عنوان تنها شکل زیست انسان‌ها مطرح خواهد بود. پیدایش شهرها، تحولی شگرف در فرایند تاریخ بود و بر روند و شکل گیری آن تاثیری به سزا داشت. با همه اینها، گسترش شهرها و روند شهرنشینی در سراسر جهان با آهستگی و به شکلی تدریجی اتفاق افتاد. در سال 1800، تنها هشت تا سیزده درصد جمعیت اروپا ساکن شهرها بود و باقی جمعیت در روستاها سکونت داشتند، ولی از اواسط قرن هجدهم، روند شهرنشینی شتاب فراوانی گرفت. با آغاز انقلاب صنعتی در اواخر قرن هجدهم، سرانجام رابطه و نسبت جمعیت در شهر و روستا تغییر یافت و بر اثر گسترش مهاجرت از روستاها و حومه شهرها، رشد بی‌سابقه‌ای در جمعیت شهرنشین ایجاد شد. در انگلستان، نسبت سکنه شهرهایی با بیش از 20000 نفر جمعیت، از 17% در 1801 به 54% در 1891 افزایش یافت. حتا بنا به برخی تعاریف وسیع‌تر از شهرنشینی، در سال 1851، جمعیت شهرنشین در انگلستان و ولز حدود 72%، در فرانسه 37%، در پروس 41% و در ایالات متحده 28% بود. به این ترتیب، شهرنشینی به سرعت در جهان غرب گسترش یافت و از دهه 1950، به وجه غالب سکونت انسانها بدل شد. با آنکه در آغاز قرن بیستم فقط 15% از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کردند، طبق اعلام سازمان ملل در سال 2007، برای نخستین بار در تاریخ بشر، بیش از 50% از جمعیت جهان در شهرها سکونت داشتند.

در سده ها و دهه های اخیر، شهرنشینی در سراسر جهان رشد سریعی داشته و پیش بینی می شود که تا سال 2030، شهرها به عنوان بزرگترین مجموعه‌های زیستی‌ و سکونتگاه های بشری، بیش از دو سوم جمعیت جهان را در خود جای دهند و با گسترش این روند، نهایتا کره زمین به یک جهان شهری بدل گردد.

 

  1. تعریف شهر:

شهرها از لحاظ اقتصاد، جمعیت، وسعت، فرهنگ، ساختار سیاسی و اداری، تکنولوژی، جامعه شناسی و اکولوژی، متفاوت از روستاها هستند.

از نظر کالبدی، شهر جایی دارای ساختمان‌های بلند، خیابان‌ها، پارک‌ها، ادارات، زیرساخت‌ها، تأسیسات شهری و امثالهم است. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است که وجه غالب اشتغال آن، صنعتی و خدماتی است و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید آن، متفاوت از روستا می باشد.

اندیشمندان حوزه های مختلف علوم انسانی، دیدگاه هایی متفاوت نسبت به شهرها دارند. به عنوان مثال، جامعه شناسانی همچون  مارکس و انگلس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه و نیازها و احتیاجات می‌دانند که در آنها، تقسیم کار اجتماعی صورت گرفته ‌است.

جغرافیدانان، شهر را منظره‌ای مصنوعی از خیابان‌ها، ساختمان‌ها، دستگاه‌ها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازند و توجهاتشان عمدتا معطوف به موضوعاتی همچون کالبد و فضای شهرها می باشد.

مورخان، شهر را از دیدگاه قدمت و آثار آن مورد توجه قرار می دهند.

انسان شناسان، به اقوام و سکنه شهرها توجه دارند.

اقتصاددانان، شهر را جایی می دانند که معیشت غالب ساکنان آن، مبتنی بر اموری غیر از کشاورزی باشد و از همین رو، بر روش های امرار معاش و اشتغالات شهرنشینان تمرکز دارند.

جمعیت شناسان، تعداد جمعیت یک منطقه را ملاک شهر بودن آن می‌دانند و بیشتر از این منظر به بررسی و تعریف شهرها می پردازند.

متخصصان طراحی شهری، شهر را مجموعه پیچیده و سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مؤلفه اصلی کالبد، تصورات و فعالیت است و پیوسته در حال تغییر و تحول می باشد.

شهرشناسان، شهر را محلی می‌دانند که بشر، اتکای مطلق به زمین را رها نموده و روشهای دیگری را برای امرار معاش در پیش گرفته است.

بر اساس همین دیدگاه های متفاوت، تعاریف‌ گوناگونی نیز برای شهرها ارائه شده‌ که برخی از آنها از این قرارند:

ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، شهر را مکانی با بازارها و ساختارهای اجتماعی – سیاسی متمرکز و یک واحد اجتماعی – اقتصادی نسبتا خودکار معرفی می کند.

لوئیس مامفورد، تاریخ‌نگار و نظریه‌پرداز شهری آمریکایی، شهر را مکانی می داند که قدرت، فرهنگ، فناوری و روابط اجتماعی در آن تمرکز یافته و به عنوان نهادی تاریخی، زندگی جمعی را سازماندهی می‌کند.

کوین لینچ، برنامه‌ریز شهری آمریکایی، شهر را محیطی قابل درک که با تصور ذهنی، خوانایی فضایی و عناصر فیزیکی شکل یافته، معرفی می نماید.

ژان گوتمن، جغرافیدان فرانسوی – آمریکایی، شهر را نتیجه تمرکز سازمان‌یافته فعالیت‌ها و جمعیت در فضایی محدود می داند.

دیوید هاروی، جغرافیدان و نظریه‌پرداز مارکسیست بریتانیایی، عنوان می دارد که شهر، مکانی است که با گردش سرمایه، توسعه نامتوازن و اقتصاد سیاسی شکل می گیرد.

والتر کریستالر، جغرافیدان آلمانی، شهر را مکانی مرکزی و مبتنی بر سلسله مراتب می داند که خدمات اجتماعی را در سطوح متفاوت تدارک می بیند.

ارنست برگس، جامعه شناس کانادایی، شهر را منطقه ای مسکونی معرفی می کند که از یک بخش مرکزی و دوایر متحدالمرکز میانی و حاشیه ای پیرامون آن تشکیل شده است و گروه های اجتماعی و کاربری های مختلف، در آن دوایر فرضی قرار می گیرند.

در ایران، طبق ماده چهار قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب سال 1362 و اصلاحات بعدی، شهر، مکانی با حدود قانونی است که در محدوده جغرافیایی مشخصی واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمایی مشخص می باشد؛ اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب و کار، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت‌های اداری اشتغال دارند و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردار هستند. شهر، کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود می باشد و دارای دست کم ده هزار نفر جمعیت و شهرداری می باشد.

 

  1. اثرات شهرنشینی بر زندگی انسان:

شهرها اثرات مهمی بر محیط پیرامون خود و همچنین زندگی انسانها داشته و در کنار مزایای فراوان، باعث بروز مشکلاتی نیز در زندگی بشر شده اند که تغییر منظره طبیعی، ایجاد ارتفاعات مصنوعی و اثرگذاری روی سرعت و مسیر حرکت هوا، تولید و انباشتگی زباله، گرم شدن محیط بر اثر فعالیت‌های شهری، تخریب محیط زیست گیاهان و جانوران، ایجاد تغییرات جوی بر اثر تغییر پوشش‌ گیاهی، افزایش آلودگی محیط، اعم از آلودگی هوا و آلودگی های صوتی و بصری، تغییر توپوگرافی زمین، تغییر سطح آب‌های زیرزمینی و افزایش انواع مسیرهای ارتباطی از آن جمله اند. از هم گسیختگی پیوندهای انسانی و رنگ باختن عواطف و وابستگی های قومی و خانوادگی نیز از دیگر اثرات شهرنشینی بوده و هستند.

 

  1. شهر و شهرنشینی در جهان:

همانگونه که پیشتر عنوان شد، ساخت و سکونت در شهرها با پایان دوره نئولیتیک و آغاز عصر برنز، یعنی از حدود شش هزار سال پیش، در نقاط مختلف جهان رونق گرفت. البته در بررسی های باستانشناسی، به شکل استثنایی، شهرهایی بسیار قدیمی تر نیز یافت شده اند که به عنوان مثال می توان به شهرهای اریحا در دره رود اردن و چاتال هویوک در آناتولی با قدمتی حدود نه تا ده هزار سال اشاره کرد؛ ولی به جز این موارد معدود، عمدتا شهرها در بازه زمانی پنج تا شش هزار سال پیش شکل گرفته اند. 

نخستین شهرهای شناخته‌شده، در منطقه میان‌رودان و در حوزه تمدن بین النهرین شکل گرفتند. از جمله مهمترین آن شهرها که قدمتی حدود پنج تا شش هزار سال دارند، می توان به شهرهای اور، اوروک، لاگاش و لارسا اشاره نمود که دارای ساختارهای حکومتی، مذهبی و اقتصادی مدونی بودند. اختراع خط (میخی) و توسعه تجارت، نقشی حیاتی در پیشبرد زندگی شهری داشت و معابد، زیگورات‌ها و فضاهای عمومی، به ‌عنوان مراکز سیاسی و مذهبی در این شهرها عمل می‌کردند.

تقریبا در همان دوران، در مصر باستان و در حاشیه رود نیل نیز شهرهایی مانند هلیوپولیس، نکهب و ممفیس با ساختار حکومتی متمرکز و معماری باشکوه شکل گرفتند.

همزمان، در تمدن دره سند، شهرهایی همچون موهنجودارو و هاراپا با شبکه‌های خیابانی منظم و سیستم دفع فاضلاب پیشرفته برقرار شدند.

در چین باستان و در منطقه دره هانگ هو نیز شهرهایی مانند شانگ، چانگ چو و آنیانگ برپا شدند و به تقویت بنیان های فرهنگی و سیاسی تمدن چین پرداختند.

در تمدن‌های قدیمی آمریکای مرکزی و جنوبی (مانند تمدن مایاها) نیز شهرهایی با نقش مذهبی و تجاری شکل گرفتند.

حدود دو تا سه هزاره پس از شکل گیری نخستین شهرها در تمدن های باستانی و افول تدریجی شهرهای کهن، در یونان باستان، دولت–شهر (پولیس‌) هایی همچون آتن و اسپارتا به‌عنوان مراکز فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شکوفا شدند. آتن نمونه‌ای بارز از شکل‌گیری دموکراسی و مشارکت اجتماعی در شهرها است.

در ادامه، امپراتوری روم نیز با ایجاد شبکه‌های گسترده راه‌سازی، آبراهه‌ها، تئاترها و حمام‌های عمومی، شهرنشینی را گسترش داد. رم، کنستانتینوپول (قسطنطنیه) و اسکندریه، از بزرگ‌ترین مراکز شهری عصر خود بودند.

با سقوط امپراتوری روم و در قرون وسطی، بسیاری از شهرهای کهن اروپا نیز رو به افول نهادند؛ لیکن با گسترش تجارت و حمل و نقل، به ‌ویژه از قرن یازدهم میلادی، شهرهایی دیگر مانند ونیز، فلورانس و بروژ رشد یافتند. در این شهرها که مراکز دادوستد و تولید بودند، اصناف، بازارها و مراکز مذهبی از اهمیت فراوانی برخوردار گشتند.

از سده پانزدهم میلادی و در دوره رنسانس که دوران تأکید بر انسان‌گرایی و شکوفایی هنر و معماری بود، چهره شهرها دگرگون شد. گسترش استعمار و تجارت بین‌المللی، ثروت و جمعیت شهرها را افزایش داد. در این دوران، طراحی شهرها با ایجاد میادین عمومی، خیابان‌های منظم و بناهای شاخص توسعه یافت.

انقلاب صنعتی در سده های هجده و نوزده میلادی، نقطه عطف تاریخ شهرنشینی است. کارخانه‌ها در شهرها متمرکز شدند و تعداد پرشماری از مردم از روستاها به شهرها مهاجرت کردند. در این دوره، شهرهایی مانند لندن، منچستر، دیترویت و نیویورک رشد چشمگیری یافتند. احداث خطوط راه‌آهن و تسهیل حمل‌ و نقل نیز به گسترش هر چه بیشتر شهرها کمک شایانی نمود. با این حال، انقلاب صنعتی و توسعه شهرنشینی موجب بروز مشکلاتی همچون آلودگی، تراکم، تخریب محیط زیست و فقر شهری نیز گردید.

از اواخر قرن نوزدهم و در طول قرن بیستم که همزمان با دوره روشنگری در اروپا بود، عواملی همچون بهبود خدمات بهداشتی، توسعه فناوری و گسترش سیستم حمل ‌و نقل، موجب رشد سریع شهرنشینی شد. به موازات تشدید شهرنشینی، حومه‌نشینی نیز ابتدا در ایالات متحده و سپس در اروپا گسترش یافت. دو جنگ جهانی، ساختار بسیاری از شهرها را تغییر داد. برنامه‌ریزی شهری علمی‌تر شد و رویکردهای مختلفی مانند مدرن‌گرایی در معماری و طراحی شهری مطرح شدند.

امروزه بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند. در نقاط مختلف جهان، کلان‌شهرها و ابر‌شهرهایی با جمعیت ده‌ها میلیونی پدید آمده و چالش‌هایی بزرگ همچون نابرابری اجتماعی، فقر شهری، آلودگی، کمبود منابع و مسکن و تغییرات اقلیمی را به وجود آورده اند. برای حل این معضلات، رویکردهای جدید برنامه‌ریزی شهری مانند توسعه پایدار، توسعه شهرهای هوشمند و حمل ‌و نقل سبز مورد توجه قرار گرفته اند.

 

 

  1. شهر و شهرنشینی در ایران:

در ایران نیز به عنوان یکی از مراکز تمدنی باستان، تاسیس و سکونت در شهرها از دیرباز و هزاره ها پیش، مطرح بوده است. با مهاجرت اقوام آریایی تبار، از حدود  سه هزار سال پیش کشور ایران شکل گرفت، ولی از حدود سه تا چهار هزار سال پیش از آن نیز این سرزمین شاهد شکوفایی تمدن هایی کهن و برپایی شهرهایی مهم بوده است. کانون های اصلی شهرنشینی در غرب ایران (دامنه های رشته کوه زاگرس)، جنوب غرب ایران (جلگه خوزستان)، جنوب ایران (منطقه انشان)، جنوب شرق ایران (منطقه آراتا)، شرق ایران (منطقه سیستان) و فلات مرکزی ایران (دشت قزوین) بوده اند. قدیمی‌ترین شواهد شهرنشینی در فلات ایران مربوط به شش تا هفت هزار سال پیش است و از محوطه‌هایی چون شوش، سیلک، شهر سوخته و جیرفت به دست آمده اند. در این دوره، شکل‌گیری ساختارهای حکومتی، مذهبی و اقتصادی اولیه همراه با توسعه صنایع دستی و تجارت مشاهده می‌شود. شوش، به ‌عنوان یکی از نخستین مراکز شهری و تختگاه حکومت ایلامیان، قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد و نقش مهمی در ارتباط با تمدن میان‌رودان داشته است. در دوره ایلام، شهرهایی چون شوش و انشان مرکز قدرت بودند. توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با بین‌النهرین و شکل‌گیری ساختارهای اداری پیچیده‌تر، موجب تقویت نظام شهری شد. هنر و معماری ایلامی نیز در گسترش هویت شهری نقش به سزایی داشت.

با استقرار کامل آریاییان در این سرزمین، مادها و سپس پارس ها به تاسیس دولتی مستقل و نهایتا یک امپراتوری بی مانند همت گماشتند. هخامنشیان، نخستین امپراتوری گسترده جهان را پایه‌گذاری کردند و شبکه‌ای از شهرها و راه‌های ارتباطی، مانند راه شاهی را ایجاد نمودند. در آن دوران،  شهرهایی همچون شوش، پاسارگاد و تخت‌جمشید، مراکزی سیاسی، مذهبی و تشریفاتی بودند. در دوره هخامنشی، برنامه ریزی شهری با تاکید بر نظم، شکوه و کارکرد سیاسی توسعه یافت.

در دوره اشکانی، ساختار شهری بر اساس طرح‌های جدید و پیوند با فرهنگ‌های محلی گسترش یافت. ساسانیان نیز  با ایجاد ساختار حکومتی متمرکز، شهرنشینی را تقویت کردند. شهرهایی مانند تیسفون، گور (فیروزآباد) و بیشاپور، با طرح‌های هندسی و معماری پیشرفته ساخته شدند. توسعه راه‌ها، شبکه‌های آبیاری و صنایع، نشان‌دهنده سازماندهی شهری پیشرفته در این دوره است.

از یک و نیم هزاره پیش و با آغاز دوره اسلامی، ساختارهای شهری دگرگون شدند. در ابتدا، شهرهایی مانند کوفه، بصره و بغداد در نزدیکی مرزهای ایران برپا شدند و سپس مراکز مهمی چون نیشابور، ری، اصفهان و تبریز در ایران توسعه یافتند. بازار، مسجد و مدرسه عناصر کلیدی ساختار شهری اسلامی بودند.

در دوره حکومت های سامانی، آل بویه، غزنوی و سلجوقی، شهرهایی مانند نیشابور، بخارا، ری و اصفهان به‌ عنوان مراکز علمی، فرهنگی و اقتصادی شکوفا شدند. رشد مدارس، کتابخانه‌ها و بازارها موجب پویایی فضای شهری شد. در دوره سلجوقی، اصفهان یکی از مهم‌ترین شهرهای جهان اسلام بود.

در عصر صفوی، اصفهان، به ‌عنوان پایتخت، نمونه برجسته‌ای از برنامه‌ریزی شهری شد. با ایجاد میدان نقش‌جهان، بازار، مسجد شاه، مسجد شیخ لطف‌الله و مجموعه‌های تجاری–اداری، این شهر به مرکز اقتصادی و فرهنگی منطقه بدل گشت. گسترش صنایع دستی و تجارت بین‌المللی نیز موجب رشد شهری شد. در این دوره، شهرهایی همچون تبریز، اردبیل و قزوین، رشد فراوانی یافتند.

در دوره قاجار، تهران به‌ عنوان پایتخت انتخاب گردید و تحولات شهری با ساخت دروازه‌ها، خیابان‌ها و مراکز اداری آغاز شد. تأثیر معماری اروپایی و گسترش شبکه‌های ارتباطی موجب تغییر سیمای شهر گردید. با این حال، مشکلات بهداشتی و کمبود زیرساخت‌ها در شهرها همچنان باقی بود.

در دوره پهلوی، شهرنشینی با سرعت زیاد رشد کرد. خیابان‌کشی‌های گسترده، توسعه دانشگاه‌ها، مراکز صنعتی و اداری و مهاجرت از روستا به شهرها موجب گسترش کلان‌شهرها شد. تهران، به‌ عنوان مرکز اصلی رشد شهری، با ساخت ‌و ساز گسترده ای روبه‌رو گردید.

پس از انقلاب، گسترش شهرنشینی به شکلی نامتوازن و بی برنامه ادامه یافت. توسعه شهرهای جدید و افزایش جمعیت شهری، عواملی مهم و تاثیرگذار بودند. مهاجرت  بی رویه از روستاها و شهرهای کوچک به مراکز بزرگ، موجب رشد بی‌قاعده شهرها و بروز چالش‌هایی چون کمبود مسکن، آلودگی هوا و تراکم شد. اقدامات صورت گرفته در دهه‌های اخیر برای برنامه‌ریزی پایدار، توسعه حمل‌ و نقل عمومی و بهبود کیفیت زندگی شهری نیز عمدتا بی ثمر بودند و موجب تشدید معضلات شهرها گشتند.

 

 

  1. سکونت اقوام ایرانی در شهرهای ایران:

آریایی تبارانی که به تدریج و از حدود چهار تا سه هزار سال پیش به فلات جنوبی خود مهاجرت کردند و از حدود سه هزار سال پیش نام خود را بر آن فلات نهادند و کشور ایران را شکل دادند، ابتدا شامل سه گروه اصلی تحت عناوین پارت ها، مادها و پارس ها بودند. پارت ها عمدتا در مناطق شمال شرق، مادها در غرب و شمال غرب و پارس ها در مناطق مرکزی و جنوب این سرزمین استقرار یافتند. با گذر زمان، این گروه های اصلی، به گروه های قومیتی کوچکتری تقسیم شدند و اقوامی همچون پارس ها، کردها، لرها، گیلک ها، مازنی ها، بلوچ ها، آذری ها، سیستانی ها، خراسانی ها و دیگر اقوام ایرانی را شکل دادند. از سوی دیگر، اقوامی غیر ایرانی همچون ترک ها و اعراب نیز طی رویدادهای مختلف تاریخی در این سرزمین سکنی گزیدند و ترکیب جمعیتی کنونی ایران را به وجود آوردند. در ابتدا، هر یک از این اقوام، در منطقه ای از ایران تمرکز یافتند و در روستاها و شهرهای آن جای گرفتند؛ به گونه ای که در سده های پیش، بیشتر شهرهای ایران، عمدتا میزبان گروه های قومیتی مشخصی بودند و هر شهری، با اقوام ساکن در آن شناسایی می شد. ولی با گذر زمان و گسترش شهرنشینی، ترکیب ابتدایی سکونت اقوام در هم ریخت و افرادی از قومیت های مختلف، به سبب موضوعاتی همچون اشتغال و الزامات اداری و اجتماعی و اقتصادی، در شهرهایی غیر از مقر و موطن ابتدایی خویش استقرار یافتند.

در بخش های بعدی این مجموعه، به معرفی تعدادی از شهرهای کهن ایران و اقوام ساکن در آنها خواهیم پرداخت تا از این رهگذر، تصویری روشنتر از شهرها و اقوام ایران به دست آید.  

 

 

گردآوری و تنظیم:

فرید نوبخت حقیقی

موسسه فرهنگی رادنواندیش

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: