هزارک -
-
شهر شوش:
شوش، یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران و حتا جهان است که هم اکنون از توابع استان خوزستان و مرکز شهرستان شوش محسوب می شود. این شهر یکی از مراکز کهن تمدن و پایتخت چند هزار ساله پادشاهی ایلام و امپراتوری هخامنشی بوده است. شوش در دوره ساسانیان و دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پر جمعیت و پر رونق بود، ولی هنگامی که مرکز خوزستان از شوش به شوشتر و سپس اهواز منتقل شد، تدریجا اهمیت خود را از دست داد.
ورود سه رود کارون، کرخه و دز به شمال خوزستان و نیز جاری بودن رود دجله در سوی باختر آن، دشتی حاصلخیز را برای استقرار بشر اولیه که به تازگی با تکثیر نباتات و اهلی کردن حیوانات نیز آشنا شده بود، مهیا ساخت و لذا شهر شوش، موقعیت مناسبی برای رشد و توسعه داشت.
یافته های باستانشناسی حاکی از آنند که در محل استقرار شهر شوش، از حدود نه هزار سال پیش تجمعات انسانی به شکل زندگی روستایی برقرار بوده، لیکن از حدود شش هزار و پانصد سال پیش، این مکان به شهر تبدیل شده و زندگی شهری در آن جریان داشته است.
محوطه تاریخی شوش در سیزدهم تیر ماه 1394 خورشیدی، در نشست یونسکو در شهر بن آلمان، به عنوان هجدهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. پرونده میراث فرهنگی شهر شوش شامل کاخ شاوور، کاخ آپادانا، دروازه شرقی، هدیش، روستای هخامنشی، تپههای آکروپول، قلعه فرانسویها، مسجد جامع شوش و مجموعه بناهای دوره اسلامی است.
شهر شوش از حدود شش هزار سال پیش در صحنه تاریخ اثرگذار بود و به عنوان همسایه خاوری تمدن های میان رودان، مرکزی هنری، صنعتی، تجاری و سیاسی برشمرده میشد و از همین رو، به عنوان تختگاه سیاسی و مذهبی پادشاهی ایلام ایفای نقش می نمود. این وضعیت تا سال 640 پیش از میلاد که بر اثر یورش آشوریان و توسط آشوربانیپال (پادشاه آشور) به آتش کشیده و ویران شد، اهمیت خود را حفظ نمود. شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافت و به عنوان پایتخت سیاسی امپراتوری هخامنشی انتخاب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص این شهر، جاده هایی فراوان، به ویژه جاده بزرگ معروف به راه شاهی، ارتباط این شهر را با نقاط گوناگون جهان برقرار می ساخت. راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش را به پاسارگاد، پارسه (تخت جمشید) و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر معروف سارد که پایتخت کشور لیدیه بود، پیوند میداد. داریوش بزرگ، کاخ آپادانا را نیز در شوش ساخت و خشایارشا هم در این شهر سکونت داشت.
شوش از حدود 2700 پیش از میلاد پایتخت ایلام بود. این وضعیت تا پایان امپراتوری هخامنشی نیز ادامه داشت و بر این اساس، شهر شوش بیش از 3000 سال به عنوان پایتخت در فلات ایران شناخته می شد. اهمیت شهر شوش در دوره های ساسانی و اسلامی نیز محفوظ ماند، به نحوی که تا پیش از حمله مغولان، این شهر بسیار آباد بود و جمعیت زیادی نیز در آن زندگی میکردند. تنها پس از حملات ویرانگر مغول بود که قابلیت سکونت شهر کمتر شد و جایگاه آن به تدریج تضعیف گردید.
در سراسر ایلام و پایتخت آن، شهر شوش، مانند دیگر نقاط خاور زمین در دوران باستان، فعالیت زنان محدود به خانه نبود. در واقع، زنان نیز مانند مردان سند امضا میکردند، به داد و ستد میپرداختند، ارث میبردند و یا وصیت میکردند که میراثشان پس از مرگ چگونه تقسیم شود.
دین ایلامیان و ساکنین شهر شوش، ماهیت چند خدایی داشت و از میان ایزدان مختلف، ناخونته (معادل شمش، ایزد خورشید، در اکد و بابل قدیم)، هوبان و اینشوشیناک از اهمیت بالایی برخوردار بودند.
زیگورات چغازنبیل که در محدوده شهر باستانی شوش قرار دارد، در واقع مجموعه دینی-آئینی دوراونتاش بود که در حدود 3250 سال پیش و در دوران شاه ایلامی، اونتاش ناپیریشا، در ستایش اینشوشیناک، ایزد نگهبان شوش ساخته شد و در سال 1979 میلادی به عنوان نخستین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. واژهٔ زیگورات در زبانهای سومری و اکدی به معنای نوک، قله کوه، برآمدگی، مکان مرتفع یا سازهٔ مرتفع است. دوراونتاش نیز از ترکیب واژهٔ دور به معنای مکان و منزلگاه و اونتاش، نام پادشاه ایلامی گرفته شده است. واژه مرکب چغازنبیل در زبان لری نیز به معنی تپه سبدی شکل است. این بنا در اصل از ابنیهٔ سومری بوده که برای پرستش خدایان و به شکل مرتفع ساخته میشد و در ممالک میانرودان به وفور دیده میشود.
آرامگاه دانیال نبی، از پیامبران بنی اسراییل که در تورات، کتابی با دوازده باب به او اختصاص دارد نیز در ساحل شرقی رودخانه شاوور و رو به روی تپه ارگ شهر شوش واقع است. وی که همراه با سایر یهودیان ساکن اورشلیم در سال 606 پیش از میلاد و توسط بخت النصر (نبوکدنصر)، پادشاه بابل، به اسارت برده شده بود، پس از آزادی به دست کورش بزرگ، به همراه عدهای از قوم یهود به ایران مهاجرت نمود و در شوش ساکن شد و در همانجا درگذشت.
در فرهنگ معین درباره شهر شوش آمده: "شوش پایتخت کشور ایلام قدیم بود و به همین مناسبت، ایلام را سوزیان یا شوشان هم خوانده اند. در عهد هخامنشیان، شوش یکی از چهار پایتخت ایران محسوب می شد. این شهر تا اواخر قرن پنجم ه.ق. از شهرهای بزرگ ایران به شمار می رفت و پس از آن رو به خرابی نهاد".
گفته می شود از حدود شش هزار سال پیش، ساکنان فلات ایران از خشک شدن تدریجی دشت شوش استفاده کردند و از مناطق مرتفع مشرف بر آن، برای سکونت به آن دشت سرازیر شدند. از آن پس، طی پنج هزار سال متمادی، شوش نقش مهمی در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران داشت. در دوره هخامنشیان، شوش از مرکزیت و شهرت جهانی برخوردار بود و اسکندر، در هجوم خویش به ایران، غنائم فراوانی از این شهر به دست آورد.
شوش در اواخر دوره اشکانیان، یکی از کانونهای شورش علیه آنان بود و در دوره ساسانیان، دوباره رو به تجدید حیات گذاشت. در سده چهارم میلادی، عده زیادی از ساکنین شوش که مسیحی بودند، سر به شورش برداشتند که شاپور دوم ساسانی واکنش شدیدی به آن نشان داد و شهر را زیر پای سیصد فیل جنگی، کاملا ویران نمود. هنگام یورش تازیان، شوش اهمیت چندانی نداشت، ولی پس از مدتی دوباره عظمت دیرین خود را باز یافت و از سده هشتم تا دهم میلادی، بار دیگر دوران رونق شوش فرا رسید که یکی از مهمترین عوامل آن، تجارت با خاور دور بود. از آن پس، بار دیگر شوش رو به خرابی و ویرانی نهاد و با حمله مغولان، آخرین ضربه به آن وارد شد و دیگر شکوه باستانی خود را به دست نیاورد.
در کتاب مجهول المولف حدودالعالم که در سده چهارم ه.ق. تالیف شده و توسط منوچهر ستوده تصحیح گردیده و به چاپ رسیده، آورده شده که "شوش شهری است توانگر و جای بازرگانان و بارکده خوزستان و از وی، جامه و عمامه خز خیزد و ترنج و دست انبوی خیزد و تابوت دانیال پیغمبر را آنجا یافتند".
حمدالله مستوفی و اصطخری، نام قدیم شوش را "شاپورخوره" گفته اند که نادرست است و این نام قدیم شهر بیشاپور بوده است.
"لسترنج" در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی عنوان نموده که شوش به داشتن ابریشم خام و نارنج و نیشکر فراوان شهرت داشت. او افزوده که شوش سرزمین نیشکر بود و شکر به مقدار زیاد از آنجا به خارج فرستاده می شد. همچنین، پارچه های ابریشمی و نخی در آنجا تهیه می گردید.
در تاریخ اجتماعی راوندی به نقل از تاریخ تمدن ویل دورانت گفته شده که "شوش، شش هزار سال زندگی کرد و شاهد اوج عظمت سومر و بابل و مصر و ایران و یونان و روم بود و تا قرن چهاردهم میلادی بر جا ماند".
قدیمی ترین اقوام ساکن در شوش، ایلامیان بودند که قومیت و نژادی منحصر به فرد و متفاوت از حتا نزدیکترین همسایگانشان، از جمله سومری ها، اکدی ها و دیگر ساکنین سامی تبار منطقه میان رودان داشتند. برخی باستانشناسان بر این باورند که شاید ساکنین اولیه منطقه ایلام و شهر شوش، از دره رود سند و از طریق دریا به این ناحیه آمده باشند، ولی این فرضیه هیچ قطعیتی ندارد.
با ورود آریاییان به این فلات و شکل گیری ایرانشهر، پارس ها در نواحی مرکزی، جنوبی و جنوب شرقی فلات اسکان یافتند و خوزستان و شهر شوش نیز به محل اسکان این گروه از ایرانیان بدل گشت و امروزه، علاوه بر مهاجرینی که در ادامه بدانها اشاره خواهد شد، عمده ساکنین شهر شوش از پارس ها بوده اند.
"لسترنج" در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی عنوان نموده زمینی که در شمال و خاور دزفول و شوشتر واقع است، در اوائل قرون وسطی به صحرای لر معروف بوده و اهالی آن همه لر بودند و پس از قرون وسطی، به دو ولایت کوهستانی لر کوچک (لرستان امروزی) و لر بزرگ (چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد امروزی) که جزء ایالت جبال هستند، مهاجرت کردند. در قرن چهارم ه.ق. که ابن حوقل به نگارش کتاب خود پرداخته، مهاجرت طوائف لر آغاز شده بود و ابن مصنف عنوان نموده که در آن هنگام، کردها بر آن نواحی استیلا یافته بودند. امروزه، شهر شوش سکونتگاه اقوام مختلف ایرانی شامل پارس ها، لرها (به ویژه لرهای شوشتری)، کردها (به ویژه کردهای جنوبی)، دزفولی ها و غیره است. همچنین، طوایف عرب تباری نیز در این شهر سکونت دارند که از جمله آنها می توان به زیرشاخههایی مانند باوی، بنی کعب، آلکثیر، بنیطرف و خاندانهای وابسته اشاره نمود.
گردآوری و تنظیم:
فرید نوبخت حقیقی
موسسه فرهنگی رادنواندیش